اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مهر تابناک

114٬662

کتاب شریف «مهر تابناک» اثری نفیس پیرامون احوالات و زندگی و اخلاقیات یگانۀ دهر، عارف کامل و سالک واصل حضرت آیة‌اللَه حاج سیدعلی قاضی طباطبائی، برگرفته از آثار حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و فرزند بزرگوارشان حضرت آیة‌اللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّهم می‌باشد. از آنجا که تتبّع و مطالعه در احوال اولیای دین، موجب تشویق و تحریک نفس به سمت تعالی و فلاح است و انسان را از تعلق به کثرات دنیوی باز می‌دارد، اطلاع بر سیره و سلوک علمی و عملیِ عارفی چون حضرت آیة‌اللَه حاج سید علی قاضی رضوان‌اللَه‌علیه که حائز جامعیت بین ظاهر و باطن می‌باشد، می‌تواند راهگشای سالکان الی اللَه و مشتاقان حریم معبود باشد. و نظر به اینکه، این دو عارف بزرگ؛ حضرت علامه و فرزند بزرگوارشان، به مناسبت‌های مختلف شمّه‌ای از احوالات و تاریخ حیات پربرکت مرحوم قاضی را جهت تبیینِ مطالب متعالیِ مکتب عرفان بهره‌ برده‌اند مناسب دیده شد، این مطالب ارزنده در مجموعه‌ای جمع‌آوری و در اختیار مشتاقان معرفت و رهجویان مسیر حقیقت قرار گیرد. مهم‌ترین مباحث این اثر: • جامعیت مرحوم قاضی در دو جنبه ظاهر و باطن • تحول احوال مرحوم خوئی به‌واسطۀ شاگردی مرحوم قاضی • وجوب تهذیب نفس در کنار اشتغال به علوم دینی • فرق عمده بین عارف‌باللَه و غیر عارف • شرحی از احوال برخی شاگردان مرحوم قاضی • روش تفسیر آیه به آیه از آموزه‌های مرحوم قاضی • فتح باب تجلیات ذاتیّۀ مرحوم قاضی توسط حضرت اباالفضل علیه‌السلام • تأثیر کلام ملکوتی مرحوم قاضی در نفوس • برخی مبانی عرفانی مرحوم قاضی • سیره عملی و دستورالعمل‌های مرحوم قاضی

سرای جاوید

مهر تابناک

238
  • ...1

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] 
      «پس‌ روزی‌ آن حضرت‌ به‌ من‌ گفت‌: من‌ مردی‌ هستم‌ مورد طلب‌ دستگاه‌ حکومتی‌ (آزاد نیستم‌ و وقتم‌ در اختیار خودم‌ نیست‌، و جاسوسان‌ و مفتّشان‌ مرا مورد نظر و تحت‌ مراقبه‌ دارند.) و علاوه‌ بر این‌، من‌ در هر ساعت‌ از ساعات‌ شبانه‌ روز، أوراد و اذکاری‌ دارم‌ که‌ بدان‌ها مشغولم‌. تو مرا از وِردم‌ و ذکرم‌ باز مدار! و علومت‌ را که‌ می‌خواهی‌، از مالک‌ بگیر و در نزد او رفت‌ و آمد داشته‌ باش‌، هم‌چنان‌که‌ سابقاً حالت‌ این‌طور بود که‌ به‌ سوی‌ وی‌ رفت‌ و آمد داشتی‌.»
      فَاغتَمَمتُ مِن ذَلِکَ و خَرَجتُ مِن عِندِهِ، و قُلتُ فی‌ نَفسی‌: لَو تَفَرَّسَ فِیَّ خَیرًا لَما زَجَرَنی‌ عَنِ الاِختِلافِ إلَیهِ وَ الأخذِ عَنهُ.
      فَدَخَلتُ مَسجِدَ الرّسولِ صَلَّی‌ اللهُ عَلَیه و آلِهِ، و سَلَّمتُ عَلَیهِ؛ ثُمَّ رَجَعتُ مِنَ الغَدِ إلَی‌ الرَّوضَةِ و صَلَّیتُ فیها رَکعَتَینِ و قُلتُ: أسألُکَ یا اللهُ یا اللهُ! أن تَعطِفَ عَلَیَّ قَلبَ جَعفرٍ، و تَرزُقَنی‌ مِن عِلمِهِ ما أهتَدی‌ بِهِ إلَی‌ صِراطِکَ المُستَقیمِ!
      «پس‌ من‌ از این‌ جریان‌ غمگین‌ گشتم‌ و از نزد وی‌ بیرون‌ شدم‌، و با خود گفتم‌: اگر حضرت‌ در من‌ مقدار خیری‌ جزئی‌ را هم‌ تفرّس‌ می‌نمود، هرآینه‌ مرا از رفت‌ و آمد به‌ سوی‌ خودش‌ و تحصیل‌ علم‌ از محضرش‌ منع‌ و طرد نمی‌کرد.
      پس‌ داخل‌ مسجد رسول‌ الله‌ صلّی‌ الله‌ علیه‌ و آله‌ شدم‌ و بر آن حضرت‌ سلام‌ کردم‌. سپس‌ فردای‌ آن‌ روز به‌ سوی‌ روضه‌ برگشتم‌ و در آنجا دو رکعت‌ نماز گزاردم‌ و عرض‌ کردم‌: ای‌ خدا! ای‌ خدا! من‌ از تو می‌خواهم‌ تا قلب‌ جعفر را به‌ من‌ متمایل‌ فرمایی‌، و از علمش‌ به‌ مقداری‌ روزی‌ من‌ نمایی‌ تا بتوانم‌ بدان‌، به‌ سوی‌ راه‌ مستقیم‌ و استوارت‌ راه‌ یابم‌!»
      و رَجَعتُ إلَی‌ داری‌ مُغتَمًّا، و لَم أختَلِفْ إلَی‌ مالِکِ بنِ أنَسٍ لِما أُشرِبَ قَلبی‌ مِن حُبِّ جعفرٍ.
      فَما خَرَجتُ مِن داری‌ إلّا إلَی‌ الصَّلاةِ المَکتوبَةِ، حَتَّی‌ عیلَ صَبری‌؛ فَلَمّا ضاقَ صَدری‌ تَنَعَّلتُ و تَرَدَّیتُ و قَصَدتُ جعفرًا، و کانَ بَعدَ ما صَلَّیتُ العَصرَ.
      «و با حال‌ اندوه‌ و غصّه‌ به‌ خانه‌ام‌ باز گشتم‌؛ و به جهت‌ آنکه‌ دلم‌ از محبّت‌ جعفر إشراب‌ گردیده‌ بود، دیگر نزد مالک‌ بن‌ أنس‌ نرفتم‌. بنابراین‌ از منزلم‌ خارج‌ نشدم‌ مگر برای‌ نماز واجب‌ (که‌ باید در مسجد با امام‌ جماعت‌ بجای‌ آورم‌) تا به‌ جایی‌که‌ صبرم‌ تمام‌ شد.
      در این‌حال‌ که‌ سینه‌ام‌ گرفته‌ بود، و حوصله‌ام‌ به‌ پایان‌ رسیده‌ بود، نعلَین‌ خود را پوشیدم‌ و ردای‌ خود را بر دوش‌ افکندم‌ و قصد زیارت‌ و دیدار جعفر را کردم‌؛ و این‌ هنگامی‌ بود که‌ نماز عصر را بجا آورده‌ بودم‌.» [ادامه در صفحه بعد]
/ 693