کتاب شریف «مهر تابناک» اثری نفیس پیرامون احوالات و زندگی و اخلاقیات یگانۀ دهر، عارف کامل و سالک واصل حضرت آیةاللَه حاج سیدعلی قاضی طباطبائی، برگرفته از آثار حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی و فرزند بزرگوارشان حضرت آیةاللَه حاج سید محمدمحسن حسینی طهرانی قدّساللَهسرّهم میباشد. از آنجا که تتبّع و مطالعه در احوال اولیای دین، موجب تشویق و تحریک نفس به سمت تعالی و فلاح است و انسان را از تعلق به کثرات دنیوی باز میدارد، اطلاع بر سیره و سلوک علمی و عملیِ عارفی چون حضرت آیةاللَه حاج سید علی قاضی رضواناللَهعلیه که حائز جامعیت بین ظاهر و باطن میباشد، میتواند راهگشای سالکان الی اللَه و مشتاقان حریم معبود باشد. و نظر به اینکه، این دو عارف بزرگ؛ حضرت علامه و فرزند بزرگوارشان، به مناسبتهای مختلف شمّهای از احوالات و تاریخ حیات پربرکت مرحوم قاضی را جهت تبیینِ مطالب متعالیِ مکتب عرفان بهره بردهاند مناسب دیده شد، این مطالب ارزنده در مجموعهای جمعآوری و در اختیار مشتاقان معرفت و رهجویان مسیر حقیقت قرار گیرد. مهمترین مباحث این اثر: • جامعیت مرحوم قاضی در دو جنبه ظاهر و باطن • تحول احوال مرحوم خوئی بهواسطۀ شاگردی مرحوم قاضی • وجوب تهذیب نفس در کنار اشتغال به علوم دینی • فرق عمده بین عارفباللَه و غیر عارف • شرحی از احوال برخی شاگردان مرحوم قاضی • روش تفسیر آیه به آیه از آموزههای مرحوم قاضی • فتح باب تجلیات ذاتیّۀ مرحوم قاضی توسط حضرت اباالفضل علیهالسلام • تأثیر کلام ملکوتی مرحوم قاضی در نفوس • برخی مبانی عرفانی مرحوم قاضی • سیره عملی و دستورالعملهای مرحوم قاضی
مهر تابناک
240...1
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] فَإنْ أرَدتَ العِلمَ فَاطلُبْ أوَّلًا فی نَفسِکَ حَقیقَةَ العُبودِیَّةِ، و اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ، وَ اسْتَفهِمِ اللهَ یُفهِمکَ!
«سپس حضرت سر خود را بلند نمود و گفت: چه میخواهی؟
عرض کردم: از خداوند مسألت نمودم تا دلت را بر من منعطف فرماید، و از علمت به من روزی کند. و از خداوند امید دارم که آنچه را که دربارۀ حضرت شریف تو درخواست نمودهام به من عنایت نماید.
حضرت فرمود: ای أباعبدالله! علم به آموختن نیست؛ علم فقط نوری است که در دل کسی که خداوند تبارک و تعالی ارادۀ هدایت او را نموده است واقع میشود. پس اگر علم میخواهی، باید در اوّلین مرحله در نزد خودت حقیقت عبودیّت را بطلبی؛ و به واسطۀ عمل کردن به علم، طالب علم باشی؛ و از خداوند بپرسی و استفهام نمایی تا خدایت تو را جواب دهد و بفهماند.»
قُلتُ: یا شَریفُ! فَقالَ: قُلْ: یا أباعبدِاللهِ!
قُلتُ: یا أباعبدِاللهِ! ما حَقیقَةُ العُبودِیَّةِ؟
قالَ: ثَلاثَةُ أشْیاءَ: أن لا یَرَی العَبدُ لِنَفْسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللهُ مِلکًا، لأنَّ العَبیدَ لا یَکونُ لَهُم مِلکٌ، یَرَونَ المالَ مالَ اللهِ، یَضَعونَهُ حَیثُ أمَرَهُمُ اللهُ بِهِ؛ و لا یُدَبِّرَ العَبدُ لِنَفْسِهِ تَدبیرًا؛ و جُملَةُ اشتِغالِهِ فیما أمَرَهُ تَعالَی بِهِ و نَهاهُ عَنهُ.
فَإذا لَم یَرَ العَبدُ لِنَفْسِهِ فیما خَوَّلَهُ اللهُ تَعالَی مِلکًا، هانَ عَلَیهِ الإنفاقُ فیما أمَرَهُ اللهُ تَعالَی أن یُنفِقَ فیهِ؛ و إذا فَوَّضَ العَبدُ تَدبیرَ نَفْسِهِ عَلَی مُدَبِّرِهِ، هانَ عَلَیهِ مَصائِبُ الدُّنیا؛ و إذا اشتَغَلَ العَبدُ بِما أمَرَهُ اللهُ تَعالَی و نَهاهُ، لا یَتَفَرَّغُ مِنهُما إلَی المِراءِ و المُباهاةِ مَعَ النّاسِ.
فَإذا أکرَمَ اللهُ العَبدَ بِهَذِهِ الثَّلاثَةِ، هانَ عَلَیهِ الدُّنیا و إبلیسُ و الخَلقُ، و لا یَطلُبُ الدّنیا تَکاثُرًا و تَفاخُرًا، و لا یَطلُبُ ما عِندَ النّاسِ عِزًّا و عُلُوًّا، و لا یَدَعُ أیّامَهُ باطِلًا.
فَهَذا أوَّلُ دَرَجَةِ التُّقَی؛ قالَ اللهُ تَبارَکَ و تَعالَی:
﴿تِلۡكَ ٱلدَّارُ ٱلۡأٓخِرَةُ نَجۡعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّٗا فِي ٱلۡأَرۡضِ وَلَا فَسَادٗا وَٱلۡعَٰقِبَةُ لِلۡمُتَّقِينَ﴾. (سوره القصص (٢٨) آیه ٨٣).
«گفتم: ای شریف! گفت: بگو: ای پدر بندۀ خدا (أباعبدالله)!
گفتم: ای أباعبدالله! حقیقت عبودیّت کدام است؟
گفت: سه چیز است: اینکه بندۀ خدا برای خودش دربارۀ آنچه را که خدا به وی سپرده است [ادامه در صفحه بعد]
- [ادامه تعلیقه صفحه قبل] فَإنْ أرَدتَ العِلمَ فَاطلُبْ أوَّلًا فی نَفسِکَ حَقیقَةَ العُبودِیَّةِ، و اطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ، وَ اسْتَفهِمِ اللهَ یُفهِمکَ!

