
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
103٣ ـ انتخابات براى ریاست جمهورى باید بصورت تشكیل شوراهاى اهل حلّ و عقد صورت گیرد. و چنین فقیه واجد شرایطى را با مشورت انتخاب كنند. و در این صورت مدّت آن محدود به چهار سال (كه آن نیز معیار غربى است) نخواهد بود بلكه تا هنگامى كه از مقام أفقهیت و أعلمیت و أورعیت و أبصریت برخوردار است؛ باید در رأس ریاست جمهورى باقى بماند؛ و عزل او نصب دیگرى را در وقتیكه فاقد شرائط گردد یا از دنیا برود، باز بوسیله شوراهاى اهل حلّ و عقد كه خبرویت در فنّ داشته؛ و از مزایاى كمال اخلاقى و عدالت برخوردارند صورت خواهد گرفت.
٤ ـ «قانون اساسى اسلام قرآن و سنّت است» و هر گونه تقنین قانونى به هر اسم و عنوان در مقابل و كنار آن قرار خواهد گرفت. و طبعاً در بین پیروان قرآن و این قانون تضادّهائى بوجود خواهد آمد و طرفداران آن دو بدو دسته تقسیم مىشوند. و ملّت اسلامى در مقابل دولت اسلامى جبهه مىگیرد. و این اتّحاد و اتّفاق و وحدت أهداف ملّت و دولت و بهم آمیختگى این نیروى ژرف كه از ثمرات اصیل انقلاب است، تبدیل به كدورت و حسّ بدبینى خواهد شد.
تنازل از قانون قرآنى به قانون اساسى، تنازل از واقعیت و پذیرشِ اساس و اصلى در مقابل اسلام است. و این معنى با مكتب تعلیماتى یك فرد كه از نیروى الهى تأیید مىشود؛ و ملكات اسلامى خود را بر اساس فلسفه و توحید اسلامى كسب كرده است؛ قابل توجیه نیست.
بلى بعنوان اصول كلیه اسلامیه مىتوان أحكامى را از قرآن و سنّت أخذ نمود، مانند اصل مالكیتِ مشروع، یا اصل حرمت ربا، و سیستم بانك دارىهاى رَبَوى؛ و اصل حریت و آزادىهاى مشروع، و اصل عدم جواز تجاوز به حقوق فردى و اجتماعى؛ و أمثال ذلك و آنرا بعنوان ضوابط كلّیه كه در تمام امور و شئون مورد استفاده قرار مىگیرد، و انحصار بموردى ندارد، بعنوان اصول إسلامیه تدوین نمود؛ همانند اصول فقه كه فقها بعلّت عمومیت و كلیت آن آنرا جدا، و دستهبندى نموده؛ و در مقدّمه فقه قرار مىدهند.
٥ ـ مجلس شورا همانطور كه از اسم آن پیدا است؛ و از قرآن مجید گرفته شده براى مشورت است نه براى قانونگذارى. عنوان مجلس تقنینیه به آن دادن از اغلاط است. بزرگان ملّت از هر طبقه و دسته بنا به انتخابات در مجلس شورا دور هم جمع مىشوند؛ و مذاكرات مىكنند و نتیجه آنرا در دست ولىّ أمر كه همان فقیه روشن ضمیر خارج از آز و عارى از هوى و هوس است قرار مىدهند و او طبق مداركى كه از قرآن و سنّت در دست دارد؛ و بصیرتى كه در ادراك حقائق و تشخیص مصالح بدست آورده است و با مقتضیات زمان تطبیق مىكند تصمیم مىگیرد و حكم صادر مىكند.
این موهبت إلهى را كه دقیقترین مراحل سعادت و كمال امّت را در دست دارد؛ بدست افراد غیر فقیه سپردن و آنها را در قانونگذارى اختیار دادن و سپس بوسیله شوراى نگهبان كنترل نمودن بعینه مانند سپردن مقام تعلیم در كلاس درس است بدست یكى از شاگردان غیر وارد؛ و سپس استاد كلاس را براى نگهبانى او گماشتن. این طرز مَشى مستقیم نیست؛ و مرارتهایى ببار مىآورد.
٦ ـ تشكیل جمهورى اسلامى براى اجراء احكام اسلام است. بنابراین در قانون اساسى باید این معنى به صراحت ذكر گردد؛ و اصلى بر آن بدین مضمون اضافه نمود.
