اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

27
  •  است؛ و آنها كشیش‌ها را پدر روحانى خود مى‌دانند، خلاصه لفظ روحانى از ناحیه استعمار است، كه با آن تفكیك سیاست از روحانیت نموده‌اند. در قرآن در روایات، لفظ روحانى و غیر روحانى نداریم؛ همه مسلمانند و همه موظّف به عبادت و حكومت و قضاوت و جهاد، و حجّ و خمس و همه‌اش عبادت است. بله بزرگان و علماء بنام علماء و فقهاء هستند؛ و شما بهتر است چنین تعبیرهائى داشته باشید؛ و ایشان هم از آن ببعد در تمام اعلامیه‌ها مى‌فرمودند: علماى اسلام و فقهاى اسلام و أمثال آن.

  •  البته موضوعات خیلى زیاد است؛ بیش از اینهاست، ما در اوّل كه براى ایشان كاغذ مى‌نوشتیم؛ بوسیله پُست مى‌فرستادیم، بعد دیدیم كه پست خطر دارد، كاغذ مى‌نوشتیم و به وسیله افرادى از همین رفقاى خودمان آنرا مى‌رساندیم دست ایشان؛ و ایشان هم به كاغذهاى ما یك عنایت خاصّى داشتند؛ مطالعه مى‌كردند؛ و جواب را هم مى‌نوشتند؛ و بعد به جائى رسید كه دیگر نوشتن كاغذ هم بر بنده خطر شد؛ یعنى اگر از این كاغذها به دست كسى مى‌افتاد خیلى عواقب وخیمى داشت.

  •  لذا من این كاغذهائى كه مى‌نوشتم، مى‌دادم ماشین مى‌كردند، با امضاى مستعارى كه بین بنده و بین ایشان بود، و هیچكس هم نمى‌دانست، فقط یك كاغذ ماشین كرده بدست ایشان مى‌رسید، یادم مى‌آید یك مرتبه یك كاغذى نوشتم كه ٤ ـ ٥ صفحه شد و آنرا دادیم آقاى آسید عبد الصاحب (سید على اكبر حسینى) كه همین اخیراً هم در وزارت فرهنگ مدیر كلّ بودند و الآن هم مشغول كار هستند، ایشان كاغذهاى ما را ماشین مى‌كردند؛ و براى ایشان مى‌فرستادند. مرحوم حاج آقا مصطفى خمینى براى بعضى از دوستان ما در نجف اشرف گفته بودند: پدرم در قم هر وقت در میان نوشته‌ها كاغذهاى فلان كس را مى‌یافت با دست خود امضاى زیر آن را پاره مى‌كرد كه اگر احیاناً بدست دستگاه و سازمان برسد خطرى را ایجاد نكند.

  •  عرض كردم ایشان به كاغذهاى ما خیلى عنایت داشتند و گاهى در بعضى از امورى كه لازم بود اصلًا خودمان قم مى‌رفتیم، مى‌رفتیم مى‌نشستیم و صحبت مى‌كردیم و مشورت مى‌كردیم؛ و كار بر همین اساس بود. خلاصه قضیه انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى دو ماه طول كشید؛ و در این دو ماه تمام ایران انقلاب بود بین متدینین و بین دولت، تا بالاخره بنا شد كه یك مجلسى در طهران در مسجد حاج سید عزیز الله تشكیل بشود، و آیة الله بهبهانى بیایند آنجا و صحبت كنند؛ و ایشان هم آمدند و آنجا شركت كردند و چند كلمه‌اى هم صحبت كردند، چون مسأله خیلى مهمّ بود. و این تصویبنامه بر خلاف اسلام بود. و قرار شد اگر تا روز پنجشنبه این تصویبنامه لغو نشود مردم در مسجد جمع شوند، و به اقدامات شدیدترى دست بزنند.

  •  این برخلاف اسلام بود، بر خلاف قانون اساسى بود، و فاتحه همه چیز را ظاهراً و باطناً مى‌خواند. خلاصه مطلب، دولت هیچ چاره ندید، یعنى مثل یك گازانبرى كه گردنش را بگیرد هیچ چاره ندید مگر اینكه همان شب پنج شنبه كه بنا بود كه همه مردم در مسجد اجتماع كنند، نیمه شب، اسدالله عَلَم تلگراف كرد بر اینكه این تصویب نامه إلغاء شد؛ و دیگر قابل عمل نیست؛ و آنرا براى اطّلاع به سمع آقایان‌

/ 12