
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
50بعد از این قضیه یك روز ما شنیدیم كه بناست كه هر فردى از افراد مردم مسلمان كه دلش مىخواهد برود در بانك صادرات، و یك تومان نَه بیشتر، بدهد براى تعمیر مدرسه فیضیه؛ و این در واقع یك رفراندمى بود بر علیه شاه و دستگاه، كه وقتى مردم یك تومان براى تعمیر فیضیه بدهند، و تعداد اینها معلوم است؛ پس تمام مملكت آمدهاند. یعنى تمام افراد مملكت رفراندم علیه شاه مىكنند؛ و لذا جلوى این بانك صادرات صفهاى هزار نفرى تشكیل شد؛ و مردم منتظر بودند كه بروند و پول بدهند، و دولت هم فورى جلوگیرى كرد با شدیدترین درجه.
چون اگر این كار مىشد این فاتحه دستگاه را همان وقت خوانده بود، یك رفراندمى علیه شاه بود، البته اصل این كار صحیح بود ولیكن مطالب باید مرحله به مرحله انجام بگیرد، این اقدام در آنوقت زود بود فلذا عقیم ماند؛ و نگذاشتند كه انجام بگیرد.» ما بعداً شنیدیم كه رأى خود آیة الله خمینى هم نبود؛ بلكه بعضى از دوستان ایشان یعنى از افرادى كه به ایشان علاقهمند بودند كه عدّهاى اسمهاى آنها را هم مىبردند كه فلانكس و فلانكس از طهران بودهاند؛ اینها با خودشان فكر كردهاند كه ما چكار كنیم؟ گفتند بهتر این است كه چنین كارى بكنیم كه هر كس دوست دارد براى تعمیر مدرسه فیضیه، یك تومان فقط به بانك صادرات بدهد و رفتند یك حسابى هم خودشان بدون اطّلاع ایشان در بانك صادرات باز كردند؛ و بعد از آن به ایشان اطّلاع دادند.
توجّه كردید! و این كار در آنوقت به هیچ وجه صلاح نبود. بلكه باید مقدّمات آن آماده مىشد، و بعد این كار انجام مىگرفت، اینهم یك مسأله بود.
بطور كلّى مرحوم مطهّرى رحمة الله علیه مىگفت: اصلًا آیة الله خمینى به اندازهاى در این مسائل پیشرو و متحرّكند و با سرعت حركت مىكنند كه بعد از اینكه ایشان حركت كردهاند، انسان چندین منزل را باید طىّ كند تا به ایشان برسد.
و مثال مىزد به نادرشاه كه: هر پادشاهى كه مىخواسته جنگى بكند، در تاریخ چنین است كه اوّل لشكر به جلو مىرود، و از دشمن و از محلّ و مقتضیات تفتیشى مىكند، و بعد مقدمّة الجیش مىرود، و بعد شاه و یا آن سركرده در میان آنها مىرود، و جنگ را شروع مىكنند.
امّا نادرشاه اینطور بود كه وقتى با یك لشكر مىخواست برود یك جائى را بگیرد، خودش تك و تنها چندین منزل جلوتر حركت مىكرد، و مىگشت و تمام وضع و خصوصیات و موقعیت محلّى را مىدید؛ بعد از چند ساعت و یا نیمروز لشكر مىرسید. یكوقت نادرشاه مىخواست جنگى را شروع كند، تك و تنها با اسب خودش درِ یك آسیابى را زد، و به آسیابان گفت: آب مىخواهم، آسیابان آب آورد به او داد و او خورد، و گفت: خیلى خوب من الآن خستهام اینجا مىخوابم، لشكر كه آمد بگو نادر اینجاست! آسیابان گفت: نادر! نادر! نادر! افتاد و مُرد؛ از
