
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
55و بنابراین، مُفاد حرف این است كه: هر فرد آمریكایى در ایران هر جنایتى بكند، محكمه و دولت ایران حقّ تعقیب او را ندارد، این بعهده خود آمریكائى هاست كه بخواهند او را محاكمه و یا مجازات كنند یا نكنند. و بنابراین، نتیجه این است كه هر فرد آمریكائى چه داراى مقام بالائى باشد مثلًا فرض كنید رئیس كلّ مستشاران نظامى باشد، یا مثلًا یكى از كارگزارانشان باشد، یا اصلًا سگشان باشد (چون سگ آنها هم داراى احترام است و مورد رعایت قانون)، اگر اینها به هر فرد ایرانى هر جنایتى بكنند، مال مردم را ببرند؛ دختر مردم را ببرند، بریزند در خانهها جنایت كنند، ناموس مردم را ببرند، با توپ و بمب شهرى و یا دهكدهاى را ویران سازند، و قراء و قصبات را آتش زنند ... و هكذا دولت ایران هیچ گونه حقّ اعتراضى ندارد، اینها مصونند، خود آمریكا مىداند و اتباعش براساس قوانین خودش او را تعقیب بكند یا نكند.
ولى بعكس ایرانى حق جسارت به آمریكائى ندارد، قضیه تقابلى نیست، ایرانى اگر به آمریكائى جسارت كند در ایران طبق قوانین ایران باید بازداشت شود. هر كس مىخواهد باشد.
بنابراین اگر مثلًا (فرض كنید) كه یك عمله آمریكایى یك كشاورز یا یك سرباز آمریكائى كه از این افراد هم در آن وقت زیاد بودند و در هر نقطه كه پایگاهى داشتند مستشار و سرباز و كارگزاران زیادى داشتند، اینها هر جنایتى بخواهند بكنند آزادند؛ و لو به شریفترین فرد مملكت. مثلًا اگر كسى به حضرت آیة الله بروجردى بیاید فحش بدهد، یا كه سیلى بزند، كسى نمىتواند او را تعقیب كند، پاسگاه هم نمىتواند آن فرد را بگیرد.
باید بیایند شكایت كنند به سفارت آمریكا و او خودش مىداند با او؛ یا به یك وزیرى یا به وكیلى یا به استاندارى، هر كس در هر مقام كه باشد روحانى یا مقام غیر روحانى، آنها مصونیت دارند.
بعكس اگر آیة الله بروجردى یا رئیس مجلس ایران یا یك وزیر به یك عمله آمریكایى یا حتّى به یك سگ آمریكائى جسارت كند؛ فوراً باید بازداشت بشوندكه چرا یك چنین كارى كردى؟ این معنى كاپیتولاسیون مستشاران نظامى است كه آنرا از مجلس گذراندند. و پر واضح است كه معنى آن این است كه دیگر رابطه دولت آمریكا نسبت به ایران نه عنوان استعمار و استعباد و استثمار است كه این قضیه بردگى عَلَنى است، بلكه از بردگى هم پائینتر. و از این خفّت بارتر براى مردم ایران چه را مىتوان تصوّر نمود؟
اینها مردم ایران را عین حیوان فرض كردند و خودشان را هم مانند یك شكارچى و تفنگچى كه افتادند بجان آنها و بزنند و ببرند و بخورند چرا؟ زیرا كه آنها مصونند، مصونیت دارند كه با این ترتیب فاتحه ظاهر و باطن یكسره خوانده شده است. دیگر هیچ نمانده است نه ظاهر نه باطن، نه عنوانى نه اسمى چون ایران لا اقل یك اسم آزادى داشت ولى این كاپیتولاسیون همه چیز را از بین برد.
تبعید آیة الله خمینى
آیة الله خمینى در اینجا بار دیگر فریادش بلند شد و با اینكه مدّتى در قم و طهران فى الجمله سكوت و آرامشى برقرار بود؛ ایشان بعد از تصویب كاپیتولاسیون
