اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

56
  •  یك سخنرانى بسیار مهمّى كردند كه بفاصله شاید دو سه ساعت آن نوار به دست ما رسید و رفقاى رابط میان ما و ایشان براى من آوردند و من آن نوار را گوش دادم گرچه خیلى مفصّل نبود؛ ولى بسیار مهیج و خیلى غیرتمندانه بود كه در آن نوار فرموده بودند: آخر اى مسلمانها اى ایرانیها تا كى نشستید؟ تا كجا مى‌خواهید صبر كنید؟ همه چیز را بردند.

  •  این نوار كه انتشار پیدا كرد؛ نوارى نبود كه آسان به دست كسى برسد و كمترین جرم كسى كه این نوار را داشت این بود كه او را مى‌گرفتند و مى‌بردند و دیگر از وى خبرى نمى‌شد؛ مسأله خیلى مهمّ بود.

  •  و لذا به تعقیب این نوار و این سخنرانى خود ایشان را هم گرفتند بردند به یك نقطه نامعلوم. آیة الله خمینى را از قم بردند، كجا بردند؟ هیچ معلوم نبود. زندان بردند؟ تبعید كردند؟ كدام شهر ایران؟ كدام نقطه طهران؟ خارج؟ هیچ معلوم نبود و به هیچ وجه من الوجوه حتّى اخصّ از خواصّ خبرى نداشت تا مدتها گذشت. یعنى مثلًا ما كه خیلى در صدد بودیم كه بفهمیم؛ نفهمیدیم، تا اینكه بعداً معلوم شد كه ایشان را اوّلًا به آنكارا و اسلامبول كه پایتخت تركیه است برده‌اند و سپس درشهر بُرسا در خانه‌اى زندانى كرده‌اند.

  •  خود ایشان فرموده بودند: مرا در یك اطاقى ساكن كردند كه حتّى روزها پرده هایش آویزان بود كه آسمان دیده نمى‌شد؛ و یك نفر از همین سازمانى‌هاى ایرانى را به خدمت ایشان گذاشته بودند؛ و ایشان تقریباً مدّت یكسال در آنجا تبعید بودند یعنى در شهر بُرسا.

  •  به دنبال بازداشت و تبعید ایشان مردم شروع كردند به ایجاد سر و صدا و ناراحتى، كه چرا مرجع ما را تبعید كرده‌اند، آنهم در كشورى خارجى؟ آیات و مراجع از قم و مشهد و طهران تلگرافها به تركیه مخابره كردند؛ و از جمله نامه علماء طهران است به سفیر كبیر تركیه كه ایشان را هشدار به عظمت مقام آیة الله خمینى مى‌دهد و توصیه مى‌كند كه: دولت تركیه را از مقام ایشان مطّلع گرداند و خبر سلامتى ایشان را براى اطلاع عموم بدهد. این نامه به امضاى بیست نفر از علماى طهران است و از جمله آنان امضاى حقیر است. این نامه را جناب دانشمند معظّم حجة الاسلام آقاى حاج شیخ على دوانى در ج ٥، ص ٣٩ از كتاب ارزشمند خود: «نهضت روحانیون ایران» آورده‌اند. و لذا سازمان براى اینكه احساسات مردم را بخواباند نقشه كشید و ایشان را اجباراً نه به اختیار و رضاى خودشان بُرد براى نجف، و گفت: دیگر اینجا زیر نظر خود ما و دولت عراق است، شهر هم كه یك شهر مذهبى است و دیگر احساسات مردم ایران مى‌خوابد و مى‌گویند: الحمد لله آیة الله را آزاد كردند و ایشان مشرّف شدند به نجف، و آنجا هم به زیارت حضرت أمیر المؤمنین علیه السّلام و درس و بحث و نماز جماعت مشغولند و دیگر بحمد الله نگرانى نیست.

  •  اتّفاقاً این نقشه هم اثر كرد، و همینطور هم شد، یعنى تا اندازه‌اى آن شور و اضطراب و غوغائى كه در دل مردم بود كم كم فروكش كرد؛ و مردم هم كه كم و بیش مى‌رفتند براى زیارت كربلا، ایشان را هم در نجف زیارت مى‌كردند، ولى كنترل بتمام معنى الكلمة بود هر كس در نجف به منزل ایشان وارد مى‌شد تماماً زیر نظر بود و شدیداً در تحت مراقبه قرار مى‌گرفت؛ ولى بالاخره آنها نتیجه‌اى كه مى‌خواستند بگیرند كه بر اریكه سلطنت خودشان سوار باشند، و

/ 24