
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
58مدرسه نشستند و تقریباً ٣ ربع ساعت هم صحبت كردند؛ و ما به آقایان گفتیم كه: یك نیم ساعتى وقتى خصوصى براى ما بگیرند و ایشان هم اظهار لطف كردند، و براى یكى دو روز دیگر صبح زود یك وقتى گرفتند، و ما رفتیم خدمت ایشان و تقریباً نیم ساعت نشستیم و صحبت كردیم.
البته این مجلس خصوصى نبود چون یكى دو نفر دیگر هم آمدند. امّا بالاخره از چهار پنج نفر تجاوز نكرد؛ و هنوز هم سلطنت ساقط نشده بود، یعنى روز قبل از ٢٢ بهمن بود كه از همان جا كه بنده خداحافظى كردم و رفتم براى دیدن یكى از آقایان علماء كه از شهرستانها آمده بود؛ و منزل او در همین جادّه ولى عصر فعلى بود، ماشین ما در رفت و برگشت همهاش از میان تیر عبور مىكرد.
همینطور مردم كه بر علیه دولت قیام كرده بودند با سربازها جنگ و گریز داشتند كه فردا نزدیك عصر بود كه الحمد لله آن حكومت ساقط شد؛ و صداى الله اكبر همه جا را فرا گرفت، و مردم هجوم مىآوردند براى دیدن ایشان از زنها و مردها، ازدحام عجیبى بود و افراد زیادى بى هوش مىشدند؛ و جریان خیلى خیلى مفصّل است (كه خصوصیاتش خدمت آقاى حاج شیخ محسن است).
آیة الله خمینى چند روزى بیشتر در طهران توقّف نكردند، تا اینكه رفتند براى قم، من كه فقط دو مرتبه از ایشان در طهران دیدن كرده بودم گفتم كه باز یك مرتبه هم در قم براى خیر مقدم خدمتشان برسم بعنوان اینكه حالا ایشان در شهر خودشان وارد شدهاند؛ و اینجا مقرّ ایشان است بالاخره یك روز با بنده زاده حاج سید محمّد صادق رفتیم قم، صبح رفتیم و یك وقت خصوصى گرفتیم.
ما كه رفتیم خدمت ایشان با اینكه وقت خصوصى بود ولى معذلك در همان وقت خصوصى كه نزدیك نیم ساعت طول كشید. و ما مشغول صحبت بودیم كه ناگهان خانواده شهید سپهبد قرنى یك مرتبه در را باز كردند و زن و بچّه و برادران او همه گریه كنان ریختند در اطاق؛ و آن روز همان روزى بود كه سرلشگر قرنى را ترور كرده بودند و اینها جنازهاش را آورده بودند در قم دفن كرده بودند؛ حالا از سر قبر آمده بودند خدمت ایشان؛ گریه كردند و ایشان هم آنها را تسلیت دادند و خلاصه آن مجلس هم به همین منوال گذشت و ما دیگر چند جملهاى اجمالًا بیشتر با ایشان نتوانستیم مذاكره كنیم.
نماز جمعه و عفو عمومى
من بیشتر براى دو جهت مشرّف شده بودم به قم: یكى اینكه گفتم: الآن بر شما لازم است كه نماز جمعه اقامه كنید فوراً، كه از هر چیز لازمتر است. و یكى هم عفو عمومى. چون هر كس در زمان طاغوت و شاه جنایتى كرده بعنوان اینكه در آن زمان بوده باید یك قلم عفو عمومى روى آنها كشیده شود. البتّه به استثناى آن افرادى كه جنایات شخصى داشتند و بایستى كه در محكمه محاكمه بشوند اعمّ از اینكه آنها در حكومت اسلام بودهاند یا كفر؛ بدین معنى
