
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
77یحفظ الله بهم حججه و بیناته حتّى یودعوها نظراتهم و یزرعوها فى قلوب اشباههم». سپس حضرت بعد از علم و حالات نفسانیه آنها مىفرمایند: «اولئک خلفاء الله فى ارضه، و الدّعاة الى دینه آه آه شوقاً إلى رؤیتهم» ... تا به آنجا مىرسد كه حضرت معین مىكند خلفاء خود را و مىفرمایند: «آه آه شوقاً الى لقائهم ...».
تمام علمائى كه از این روایت بحث كردهاند مىگویند این راجع به امام زمان علیه السّلام است و «آه آه شوقاً إلى لقائهم» یك قرینهاى است كه أمیر المؤمنین علیه السّلام مىخواهد بگوید كه: من اشتیاق به آن مقام مقدّس دارم و «خلفاء الله فى الارض» اختصاص به آن حضرت دارد و «امّا ظاهر مشهود و امّا غائب» مقصود از غائب آن حضرت است. ولى بنده در آنجا استدلال كردهام به چند قرینه كه نمىتواند آن حضرت باشد؛ بلكه منظور همین فقهاء پاكدل و پاك طینت و متّصل به عالم ربوبىاند همین كسانى كه كشف حجابهاى ظلمانى بر آنها شده باشد و عالم بالله و به امر الله باشند و این یكى از ادّله متقنه «ولایت فقیه» است.
باز یكى از ادّلهاى كه هیچكس استدلال نكرده آیه مباركه ٤٣ از سوره مریم است كه: يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَنِي مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْنِي أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا.
و هم چنین آن نامهاى كه أمیر المؤمنین علیه السّلام نوشتند براى مالك اشتر نخعى در وقتیكه ولایت مصر را به او داده بودند نوشتند كه از آن نامه استفاده مىشود كه حاكم چه شرایطى باید داشته باشد آنهم از ادّله متقنه ولایت فقیه است البتّه ادّلهاى هم كه علماء ذكر كردهاند بجاى خودش محفوظ است و ما آنها را در آن كتاب آوردهایم ولیكن اینها ادلّه ابتكارى است؛ یعنى تا بحال كسى نیاورده است.
ما این رساله را منتشر كردیم و من آن را به دو جهت به زبان عربى نوشتم. یكى بخاطر اینكه اصولًا این رساله یك رساله ایست كه جزء مباحث فقهیه در مكتب اسلام، در حوزههاى علمیه در بین علماء قرار خواهد گرفت. یعنى جزء یكى از متون فقهیه است؛ و این انحصار به فارسى زبانان ندارد بلكه به تمام دنیا در تمام مكتبهاى علمى باید برود، و بدست همه علماء باید برسد مثل رسالهها و كتب فقهىِ علماء كه همه به زبان عربى است؛ و آیات و روایات و طریق بحثهاى اصولى و استدلالهاى اصولى و فقهى همه عربى است؛ و اصلًا نمىشود به فارسى درست نوشت مگر انسان آن را برگرداند و گرنه باید عربى باشد قرآن و روایات و اصطلاحات فقهیه و اصولیه و رجالیه و روائیه عربى است و تدوین كتبى كه در اصل قرار مىگیرند حتماً باید عربى باشد، این یك جهت بود.
جهت دوّم این بود كه احتمال مىدادیم كه همین مجلس خبرگان زنها را به مجلس بفرستد، و تصویب كند كه مىتوانند منتخَب و منتخِب باشند؛ و البتّه در رأس آنها هم ممكنست كه آیة الله خمینى امضاء كنند. و ما نخواستیم در این رساله با ایشان تزاحم و تصادمى داشته باشیم.
البته آراء مجتهدین همه محترم است و مجتهدین در هر عصر و دوره داراى آراء مختلفى هستند در هیچ زمانى دیده نشده كه دو نفر مجتهد از جمیع جهات در
