اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

79
  •  اینجا و مى‌گفت: آنوقتى كه من این رساله را خواندم اصل وضعم عوض شد؛ روشم عوض شد؛ من در یك صراط دیگرى بودم؛ بعد فهمیدم كه نه اصلًا واقعیت مطلب این است كه این رساله ما را بدان راهنمایى مى‌نماید.

  •  چون ما در این رساله تنها بر اساس ادّله شرعیه پیش نیامدیم؛ بلكه در آن قسمت اوّل فقط ادلّه عقلیه و علمیه است كه زن چیست؟ بُنیه او چیست؟ سازمانش چیست؟ حقوقى كه فطرت و خدا به او داده چیست؟ كمالش در چیست؟ و همین طور مبحث به مبحث زنجیرى گفته شده تا رسیدیم به اینكه شركت آنها در مجلس شورا جایز نیست؛ زیرا كه در مجلس شورا چنین و چنان است كه ملاحظه كرده‌اید، و دیگر با آن شواهد براى هیچكس شبهه و تردیدى باقى نمى‌ماند كه مطلب این است، و الحمد لله هم این رساله خیلى مؤثّر واقع شد و عرض كردم كه تا بحال هیچ شنیده نشده كه در رادیو یا در تلویزیون یا در روزنامه كسى بر علیه این رساله حتّى یك جمله‌اى بنویسد، یا بگوید: فلان مطلبش صحیح نیست زیرا خود مطلب روشن است و آفتابى، ادّله و شواهدى هم كه ذكر شده است سندش هم معین است، و كتابش هم معین است، بحث فقهى و اصولى‌اش هم معین است بحث قرآنى‌اش هم مشخّص است؛ و هر مسلمانى كه به این رساله مراجعه مى‌كند بر اساس آن مدارك كه نمى‌تواند اعتراضى كند مگر اینكه بگوید قرآن را قبول ندارم امّا اگر بگوید قرآن را قبول دارم پیغمبر را قبول دارم و این حرف را مسلّماً پیغمبر زده است، دیگر نمى‌تواند انكار كند و لذا خیلى مؤثّر واقع شد و واقعاً هم خود بخود جزء همان متون فقهیه‌اى كه بنده حدس مى‌زدم قرار گرفت.

  •  ما یك چیزى مى‌نویسیم و خودمان اصلًا خیال نمى‌كنیم چیزى باشد سپس اینطور از آب در مى‌آید. بدون شك خواست خداست كه این اثر را مى‌دهد چون خدا شاهد است هر وقت چیزى نوشته‌ام فقط عظمت اسلام و احقاق حق و دفاع از حقوق مظلوم و ارائه متن واقع بوده است و الله على ما نقول وكیل.

  •  همشیره زاده گرامى ما آقاى آسید عبد الصاحب «سید على اكبر حسینى» یك وقتى به من گفتند: آقا دائى! چرا مطالبى را كه مى‌دانید برشته تحریر در نمى‌آورید؟ چرا چیز نمى‌نویسید؟ گفتم: آخر و الله من خجالت مى‌كشم چه بنویسم؛ این همه كتابها، تفسیرها نوشته شده؛ بزرگان علّامه‌ها این همه در فقه و اصول و فلسفه، و عرفان بحث كرده‌اند، مگر مطلب قحط است من بیایم چه بنویسم؟

  •  گفت: شما هم مثل آیة الله بروجردى مى‌مانید. «آیة الله بروجردى» رحمة الله علیه خیلى در نوشتن محتاط بودند چون ایشان با اینكه مرد پر مایه، وزین و عالمى علیم بود در فقه، در مبادى اصولى، در رجال و حدیث، و به تفسیر وارد بودند، و به تاریخ وارد بودند، و به فقه عامّه وارد بودند، ولى چیزى نمى‌نوشتند كه مبادا مثلًا یك كلمه‌اش درست نباشد.

  •  ایشان یك رساله نوشتند در قسمت رجال بنام خودشان كه بسیار هم نفیس است، و تا آخر عمر هم مى‌خواستند آنرا چاپ كنند، هى گفتند باز یك تجدید نظر، باز یك تجدید نظر بالاخره از دنیا رفتند و این رساله بنام خود ایشان چاپ نشد. بارى مى‌گفتند: شما مثل ایشان هستید و آنقدر وسواس مى‌كنید كه مردم را محروم مى‌كنید! همین‌ها را كه بلدید بنویسید، و بدهید دست مردم!

/ 18