
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
85قدرت است. انسان كه اسلحه را زمین بگذارد كأنّه قدرت را از دست داده است البته طبق مصالحى الآن نباید اسلحه گرم در دست عامّه مردم باشد. ولى افرادى كه آمر بمعروفند، و ناهى از منكرند، اینها بایستى حتماً با سلاح باشند. و گرنه حرفشان ضامن اجرا ندارد.
شما تصوّر كنید مثلًا یك مجتهد یا مرجع تقلید در مسیر خویش به یك كبابى مىگوید: آقاجان! دنبلان نفروش دنبلان حرام است. چه مىگوید؟ كبابى مىخندد و مىگوید: آقا برو پى كارت! ولى اگر یك پاسبان با اسلحه بگوید: دنبلان نفروش او مىترسد چون ضامن اجراء دارد. این اسلحه علامت این است كه من مىتوانم تو را جلب كنم.
البتّه اسلحه معنایش این نیست كه هر روز انسان إعمال كند؛ هم چنانكه هیچوقت ندیدیم كه افسرها اسلحه بكشند؛ ولى داشتنش علامت قدرت است.
على كلّ تقدیر ما این كمیته هایى را كه تشكیل دادیم بسیار مطلوب و مورد پسند واقع شد و چه از طهران و چه از سایر شهرستانها هم آمدند و از ما صورت خواستند؛ و گفتند: این كمیته هایى را كه تشكیل دادهاید به ما راهنمایى كنید! ما هم مىخواهیم تشكیل بدهیم.
ما هم در هر قسمى كه مىتوانستیم با ایشان مساعدت نمودیم و گفتیم كه: چه كنند، و خیلى جاها هم تشكیل دادند و خیلى هم اثر خوبى داشت تا اینكه آیة الله خمینى در روز دوازدهم فروردین با رفراندوم عمومى سراسر كشور حكومت اسلامى تشكیل دادند. چون آیة الله خمینى تا آنروز حاكم اسلام نبودند؛ بلكه یكى از علماء و فقهایى بودند مانند سایر علماء و فقها منتهى بواسطه این رشادتها و نبوغ فكرى و سرعت انتقال و شجاعتها یك صبغه الهى خاصّى در میان مردم پیدا كرده بودند؛ و حتّى وقتى هم كه از پاریس برگشتند؛ باز حكومت تشكیل نشده بود.
تشكیل حكومت اسلامى و بیعت مردم با آیة الله خمینى
حكومت برایشان همان وقتى مستقرّ شد كه مردم بیعت كردند. یعنى همه مردم گفتند: ما شما را بعنوان حاكم اسلام مىشناسیم؛ و بر این اساس بیعت كردند. كدام روز، روز بیعت بود؟ همان جمعهاى كه مردم از صبح تا غروب رفتند پاى صندوقهاى رأى، و براى شكستن آن سلطنت و طاغوت و امضاى حكومت اسلامى رأى دادند. همان روزى كه نود و هشت و خردهاى درصد آرى دادند؛ و بنده هم تا آنروز اصلًا بمدّت عمرم پاى صندوق نرفته بودم، و اصلًا صندوق را هم ندیده بودم كه چطورى است، چه شكلى است. ولى آن روز صبح زود اوّلین فردى بودیم كه رفتیم مسجد؛ و تا ساعت ده شب یكسره مسجد بودیم و خودمان پاى صندوق بودیم؛ و بعد هم رأىها قرائت شد و آنروز همه مردم با اسلام بیعت كردند و آمدند در زمره اسلام.
بیعت در اسلام
آن رفراندم و آن رأى گیرى بیعت بود، حالا اسمش را شما بیعت بگذارید یا نگذارید. ولى حقیقتاً بیعت بود. بعضى گمان مىكنند حاكمیت حاكم اسلام نیازى به بیعت ندارد. حاكم عبارت است از مجتهد جامع الشّرائط كه از طرف امام علیه السّلام طبق روایات وارده، داراى منصب حكم و قضات و افتاء (فتوى دادن) شده است؛ چه مردم او را قبول داشته باشند یا نداشته باشند! چه با او بیعت بكنند و یا نكنند. مجتهدى كه ثبوتاً حائز علم و ورع باشد، از طرف شارع
