اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

37٬099

کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانی‌های حضرت علامه آیة‌اللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس‌اللَه‌سرّه می‌باشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پرده‌برداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیت‌های مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیت‌های انقلابی تطبیق می‌دهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیت‌های مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیة‌اللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیة‌اللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیة‌اللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقات‌های مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیش‌نویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیش‌نویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی

سرای جاوید

وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام

86
  •  مقدّس به عنوان فرمانده و حاكم شرع منصوب است.

  •  این گمان، اشتباه است. زیرا اوّلًا ممكنست در زمان واحدى از مجتهدین أعلم تعداد بسیارى بوده باشند؛ و همه ثبوتاً در یك ردیف و یك درجه و مقام باشند. و با فرض مسلّم بودند اینكه در هر زمان باید حاكم شرع، واحد باشد، استقرار حكومت بر یكى از آنها بدون تقبّل سایرین و سایر افراد اهل حلّ و عقد، متحقّق نخواهد شد. و تقبّل و پذیرش سایر مجتهدین و هل حلّ و عقد و تعهّد به حكومت وى عبارت از بیعت است.

  •  و ثانیاً آنچه از روایات بدست مى‌آید آن است كه همگى مجتهدین أعلم شأنیت براى حكومت شرعیه دارند؛ نه فعلیت آن. و فعلیت آن حتماً بستگى به پذیرش و قبول افراد تحت حكومت دارد. و به عبارت دیگر: مجتهدین أعلم هر كدام در ناحیه شخصیت خود تامّ و تمامند؛ ولیكن در تحت حكومتِ آنها در آمدن، نیاز به عقد تحكیم از جانب محكوم علیه دارد. و تا كسى خود را ملتزم به تبعیت نكند، عنوان ولایت حاكم درباره او صادق نمى‌گردد.

  •  در زمان سابق كه حكومت دست طاغوت بود، مرجعیت كه عبارت بود از هم مرجعیت در حكومت حقیقى، و هم در فتوى؛ عنوان تقلید بدون تبعیت از التزام به عمل و تحت آراء و أوامر وى در آمدن، و یا أخذ رساله مرجع متحقّق نمى‌شد. این همان به جهت لزوم بیعت با حاكم است؛ و گرنه مرجعیت در فتوى، التزام نمى‌خواهد، و انسان بدون آن در مسائل حادثه از مجتهد مسأله را مى‌پرسد و بگفتار او عمل مى‌كند. و اینك كه طاغوتِ حاكم منقضى شده است، حكومت نیاز به تعهّد و قبول دارد كه همان بیعت است و أخذ فتوى از مرجع تقلید، هیچگونه التزامى را متضمّن نیست.

  •  در باب امامت و إمارتِ ائمّه علیهم السّلام مطلب نیز همینطور است. آنها از جانب خداوند داراى مقام و مرتبه عصمت و طهارت و أعلمیت امّت بوده‌اند. و امّا تحقیق امارت آنان در خارج احتیاج به پذیرش عامّه مردم و بیعت داشته است. از ناحیه خود آنها مطلب تمام است؛ مردم بیعت كنند یا نكنند آن ذوات مقدّسه داراى همان مقام عالى و رتبه راقى هستند؛ ولى إمارت و حكومت آنها در خارج منوط به عقد تعهّد و میثاق از جانب امّت است؛ و آن عبارت است از بیعت.1

    1. و البته معلوم است در مذهب شيعه که غير اعلم ثبوتا حقّ حکومت ندارد و بيعت بايد با أعلم تحقّق پذيرد. و در اين صورت معنى و مفاد آن ترشيح يا انتخاب نيست، بلکه به معنى اعلان رضاى مسلمين است به حکومت اين فرد جامع الشرائط. ترشيح يعنى أهليّت داشتن، و اختيار يعنى برگزيدن روى انتخاب و اراده شخص. أما بيعت با خصوص فرد أعلم و أکمل ثبوتاً عبارت است از التزام و اعلان به اين حقيقت اثباتاً.
      مستشار عبد الحليم الجندى در کتاب نفيس خود: «الامام جعفر الصادق» ص ٢٤٧ گويد:
      و الشيعة الاماميّة يرون الامامة ثابتةً لاثنى عشر اماما بذواتهم لا بالبيعة لهم، و لکن بالوصية إليهم. و هم علىٌّ و بقية الإثنى عشرة. و الله يعلن الامامة لمن قبله فيوصى السلف للخلف. و ليست بيعة الجماعة لهم الا إعلان رضا المسلمين بهم؛ لا ترشيحهم أو اختيارهم.
/