
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
کتاب شریف «وظیفۀ فرد مسلمان در احیای حکومت اسلام» حاصل سخنرانیهای حضرت علامه آیةاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه میباشد که به تبیین ضرورت تشکیل حکومت اسلام و تهیۀ مقدمات آن، در ضمن بیان حقایق تاریخی و پردهبرداری از وقایع پنهان و ناگفتۀ قبل و پس از انقلاب و فعالیتهای مؤلف در جریان انقلاب، پرداخته و با بیانی رسا مبانی تشکیل حکومت اسلامی را با امور تاریخی و جریانات معاصر و فعالیتهای انقلابی تطبیق میدهند. اهم مطالب مندرج در این اثر: • مبارزات «مرحوم والدِ مؤلّف» با حکومتِ پهلوی اول • کنترل شدید ساواک بر فعالیتهای مؤلّف • روابط اکید مؤلف با آیةاللَه خمینی در لزوم تشکیل حکومت اسلام • پیشنهادات علامه طهرانی به آیةاللَه خمینی در کیفیت پیشبرد اهداف انقلاب • تلاش شدید مؤلف برای آزدی آیةاللَه خمینی از زندان طاغوت و استخلاص ایشان از اعدام • دعوت مؤلف از علمای سراسر کشور جهت تثبیت مقام مرجعیّت برای آیةاللَه خمینی • ملاقاتهای مؤلف با آیةاللَه خمینی همراه با پیشنهادات بسیار اساسی • پیشنهاد ولایت فقیه از جانب حضرت علامه طهرانی • صورت نامۀ مرحوم علامه طهرانی به بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره پیشنویش قانون اساسی و نظرات بکر و دقیق وی در لحاظ نکات حیاتی در این پیشنویس • صورت مکتوب کیفیت تشکیل هجده کمیته مختلف الأثر در انجمن اسلامی مسجد قائم طهران در بَدْو انقلاب اسلامی
وظیفه فرد مسلمان در احیای حكومت اسلام
96براى دفاع قیام مىكنید تا سرحد قتل كه گر كشته بشوید به بهشت مىروید، و اگر دشمن را هم بكشید به بهشت مىروید؛ زیرا كسى را كشتهاید كه از زىّ خودش تجاوز كرده ا ست آیا این كار را مىكنید یا نمىكنید؟
آیا مىگوئید: نه من باید خوابم خوش باشد، و غذایم لذیذ باشد، و اگر من بروم كشته بشوم دیگرچه كسى زیر این درخت بنشیند؟ و از این نسیم ملایم استفاده كند؟ نه. این غلط است. چون دشمن مىآید و مىگیرد، نه تنها ناموس شما را مىگیرد، بلكه خود شما را هم مىگیرد و جلوى زنتان سر مىبُرد
. آزادیت به دسته شمشیر بسته اند *** مردان همیشه تکیه خود را بدو کنند امر طبیعت است که باید شود ضعیف *** هر ملّتى که راحتى و عیش خو کنند مسأله از این قرار است و ما چون دورانهاى بسیار طولانى در زیر ذلّ عبودیت و استعمار و فشار بودهایم، عیناً مانند آدمهاى تریاكى یا هروئینى كه چشم و گوششان پر است از آن دود و دمهها و دیگر حسّ ادراك هواى لطیف ندارند، و منگند. ما هم هنوز مثل اینكه خوب نمىخواهیم بفهمیم: اسلام یعنى چه؟ حكومت اسلام یعنى چه؟ استقلال یعنى چه!؟ باز ذهنمان مىرود سراغ اینكه مثلًا چرا پارچه گران است!؟ چرا فلان و فلان است؟
آقاجان وقتى پارچه گران شد، انسان بدون پارچه زندگى مىكند، لباسش را وصله مىكند، دیگر از قصّه اصحاب صفّه كه بالاتر نیست، اصحاب صفّه حتّى ساتر عورت نداشتند، و نماز نمىتوانستند بخوانند.
پیغمبر اكرم صلّى الله علیه و آله و سلّم به آنها دستور داده بودند دو زانو بنشینند، و پشت به دیوار كنند، و به این حال عریاناً نماز بخوانند تا عورتشان مشهود نشود، آنها غذا نداشتند، هیچ نداشتند یك خرما را چند قسمت مىكردند و هر قسمت از یك خرما را به یك نفر مىدادند. آن وقت اینها شدند نگهدار اسلام.
خداوند مىفرماید: «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ» حالا كه خداوند این موهبت بزرگ را به ما ارزانى داشته است باید قدردانى كرد. و دستورات حاكم اسلام را اجرا نمود، لذا دادن مالیات لازم است حضور در نماز جمعه واجب است؛ و انسان نباید اشكال كند كه من در عدالت امام جمعه شكّ دارم، امام جمعه را حاكم نصب مىكند، و عدالت او بر عهده حاكم است نه بر عهده ما؛ چون در هر شهر كه یك نماز جمعه بیشتر نمىتواند اقامه بشود، و همه افراد هم باید شركت كنند، و چه بسا همین امشب حاكم اسلام، شخصى را براى امامت نماز جمعه براى فلان شهر مىفرستد،
