اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امام شناسی ج3

0
اعتقادات

جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیة‌الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است.  مهم‌ترین مباحث مندرج در این مجلّد:  • لزوم متابعت از اعلم  • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مرده‌ایم  • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی  • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیه‌السلام است  • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است  • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهم‌السلام  • صفات و نشانه‌های شیعه  • احوال سنّی‌های مستضعف و عاقبت آنها  • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه  • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر

نسخه عربی

امام شناسی ج3

22
  • این مزایا و کمالات در اثر فضل خدا و رحمتش بر ما اهل بیت رسول خدا است»1.

  •  مرحوم شعرانی در پاورقی گوید که: در این وقت جابر هنوز نابینا نشده بود و آنکه بعضی گویند در سنه ٦١ که به زیارت قبر مطهّر حضرت سیّد الشهداء آمد نابینا بود صحیح نیست، امّا در آخر عمر نابینا شد، چون جابر ٩٤ ساله بود که فوت کرد و وفات او را در سال ٧٧ نوشته‌اند، که در آن هنگام حضرت باقر علیه السّلام بیست ساله بودند و در بعضی از کتب عامّه، حضرت باقر از جابر روایاتی را نقل می‌کند.2

  • دربارۀ علم غیب ائمّه علیهم السّلام

  •  باری ائمّه علیهم السّلام دارای علم غیب بوده‌اند3 و بسیاری از بزرگان و معاریف اهل تسنّن به این معنی معترف‌اند. ابن اثیر جزری گوید با سلسلۀ اسناد خود از عثمان بن صُهَیْب، از پدرش که قَالَ: قَالَ عَلِیٌّ: قَالَ لِی رَسُولُ اللَهِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: مَنْ اَشْقَی اْلاَوَّلیِنَ؟ قُلْتُ: عَاقِرُ النَّاقَةِ، قَالَ: صَدَقْتَ. قَالَ: فَمَنْ اَشْقَی اْلاَخرین؟ قُلْتُ: لاَ عِلْمَ لِی یَا رَسُولَ اللَهِ، قَالَ: الَّذی یَضْرِبُکَ عَلَی هَذَا ـ وَ اَشَارَ بِیَدِهِ اِلَی یَافُوخِهِ ـ وَ کَانَ یَقُولُ: وَدِدْتُ اَنَّهُ قَدِ انْبَعَثَ اَشْقَاکُمْ فَخَضَبَ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ، یَعْنِی لِحْیَتَهُ مِنْ دَمِ رَأْسِهِ.4

  •  صهیب از امیرالمؤمنین علیه السّلام روایت می‌کند که رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم به من فرمود: «شقی‌ترین از پیشینیان کیست؟ گفتم: پی کنندۀ شتر صالح. فرمود: راست گفتی، سپس فرمود: شقی‌ترین از پسینیان کیست؟ گفتم: نمی‌دانم ای رسول خدا، فرمود: آن کسی که بر اینجا شمشیر بزند و اشاره کردند به استخوان سر امیرالمؤمنین علیه السّلام. و آن حضرت بعضی از اوقات می‌فرمود: دوست دارم که شقی‌ترین شما برانگیخته گردد و این را از این خضاب کند یعنی ریش مبارکش را از خون سرش». و سپس ابن اثیر گوید: اِنَّ عَلیِّاً جَمَعَ النَّاسَ لِلْبَیْعَةِ فَجَاءَ عَبْدُ الرَّحْمَنِ

    1. «تفسیر منهج الصادقین» ج ٦ ص ٣٣٨.
    2. همان کتاب( پاورقی) ولی حضرت باقر علیه السّلام از طریق خاصّه هم از جابر روایت نقل می‌کند مانند روایتی که در غایة المرام ص ٣٢٧ روایت سوّم نقل شده است.
      و از جمله دلائل بر اینکه جابر در روز اربعین و در وقت زیارت نابینا نبوده است اینستکه طبق روایات عدیده، حضرت باقر علیه السّلام، لوحی را که جابر از روی لوح حضرت فاطمه علیها سلام برای خود استنساخ کرده بود و در آن اسامی همۀ امامان مذکور بود، با جابر مقابله نمودند. و این داستان چندین سال پس از واقعۀ کربلا بوده است، و در کربلا آن حضرت چهار سال بیشتر نداشته‌اند. و لازمۀ مقابله کردن لوح، چشم داشتن جابر است.
      حدیث لوح و مقابله را شیخ حرّ عاملی در کتاب «اثبات الهداة» ج ٢، از ص ٢٨٥ تا ص ٢٩١، از جماعتی از أعلام روایت کرده است: اوّل از کلینی با سند متّصل خود از أبوبصیر از حضرت صادق علیه السّلام. دوّم از صدوق در «عیون أخبار الرّضا» با إسناد متّصل خود از علیّ بن إبراهیم از بکر بن صالح تا آن حضرت. سوّم از صدوق با همین سند در «إکمال الدّین»، و نیز در این دو کتاب با أسانید دیگر نیز آورده است. چهارم از شیخ طوسی در کتاب «غیبت» از بکر بن صالح تا آنحضرت. پنجم از شیخ طبرسی در «احتجاج» از أبو بصیر. ششم از طبرسی در «إعلام الوَری» از شیخ صدوق با چند سند. هفتم از شیخ بُرسی از جابر از حضرت باقر علیه السّلام. هشتم از نُعمانی در کتاب «غیبت» از موسی بن محمّد قمیّ از سعد ابن عبداللَه از بکر بن صالح. نهم از مفید در «ارشاد» مرسلاً مختصراً. دهم در «اختصاص» از بکر بن صالح. یازدهم از دیلمی در «إرشاد القلوب» از جابر. دوازدهم از علیّ بن یونس در «الصّراط المستقیم» مُرسلاً، و اوگفته است این حدیث را از جابر، چهل و چند راوی روایت کرده‌اند. سیزدهم از ابن شهر آشوب در «مناقب». چهاردهم از مسعودی در «إثبات الوصیّة». و پانزدهم از أبو الصّلاح حلبی در «تقریب المعارف».
    3. دربارۀ علم غیب در «نهج البلاغه» سخنانی از امیرالمؤمنین علیه السّلام وارد است از قبیل انَّکَ تَریَ مَا أرَی و... و... لو شِئْتُ لَاخْبَرتُ کُلَّ واحِدٍ مِنْکُمْ... وَ لَکِنْ أخافُ اَنْ تَکْفُروا فِیَّ بِرَسول اللَهِ.
    4. «اسد الغابة» ج ٤ ص ٣٥.