
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
38ابن عبّاس که شاگرد مکتب امیرالمؤمنین علیه السّلام است و در تفسیر، استاد و از سرلشگران نامی و مبرّز و از خواصّ آن حضرت است و محمّد ابن حنفیّه او را استاد و ربّانی امّت خطاب میکند در مقابل علوم میثم تمّار نتوانست طاقت بیاورد و ظرفیّت تحمّل آن را داشته باشد، و به آن درجهای که این مرد خرمافروش امام خود را شناخت و به حقیقت معرفت پی برد ابن عبّاس پی نبرد، و گهگاهی به آن حضرت دستور میداد یا ایراد میگرفت.
حضرت روزی به میثم فرمودند: حالت چگونه است در وقتی که زنازادۀ بنی امیّه1 تو را بطلبد و امر کند که از من بیزاری بجوئی؟ میثم گفت: به خدا سوگند که هیچگاه از تو بیزاری نخواهم جست. حضرت فرمود: به خدا قسم ترا خواهند کشت و بر دار خواهند کشید. میثم گفت: صبر خواهم کرد و اینها در راه خدا کم است و آسان. حضرت فرمود که: ای میثم تو در آخرت با من خواهی بود و در درجۀ من. این شاگرد عارف و امامشناس است که سیطرۀ غیبی امام خود را بر مُلک و ملکوت ادراک نموده است و لذا از مغیبات و از فِتَن آینده خبر میداد و چون آینهای تمام وقایع آینده در مقابل دیدگانش هویدا و مشهود بود تا چه رسد به خود مقام ولایت که از اسرار و مغیبات خبر دهد و دوست و دشمن بر علوم غیبی او معترف باشند.
اِخبار غیبی امیرالمؤمنین علیه السّلام به شهادت خود
ابن حجر هیتمی گوید: وَ سُئِلَ وَ هُوَ عَلَی الْمِنْبَرِ بِالْکُوفَةِ عَنْ قَوْلِهِ تَعالی: ﴿رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَه عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضي نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا﴾2 فقالَ: اللّهُمَّ غَفْراً، هَذِهِ الآیاتُ نَزَلَتْ فِیَّ وَ فی عَمِّی حَمْزَةَ وَ فی ابْنِ عَمِّی عُبَیْدَةِ بْنِ الْحارِثِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبْ، فَاَمَّا عُبَیْدَةُ فَقَضَینَحْبَهُ شَهیداً یَوْمَ بَدْرٍ، وَ حَمْزَةُ قَضی نَحْبَهُ شَهیداً یَوْمَ اُحُدٍ، وَ اَمَّا انَا فَانْتَظِرُ اَشْقاها یَخْضِبُ هَذِهِ مِنْ هَذِهِ ـ وَ اَشارَ بِیَدِهِ اِلَی لِحْیَتِهِ وَ رَأَسِهِ ـ عَهْدٌ عَهِدَهُ اِلَیَّ حَبیبی اَبُوالْقاسِمِ صلّی اللَه علیه و آله و سلّم3.
میگوید: «حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام بر فراز مسجد کوفه بودند که کسی
- در عبارت حضرت چنین وارد است که: دعیّ از بنی امیّه تو را بطلبد، و «دعیّ» بمعنای پسر خوانده و چسبانیده شده و متّهم در نسب است.
- سورۀ احزاب ٣٣ ـ آیۀ ٢٣.
- «الصواعق المحرقة» ص ٨٠، و «نور الأبصار» شبلنجی ص ٩٧.
