
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
46بودیم نزد رسول خدا که ناگهان سه نفر از مهاجرین آمدند. حضرت رسول صلّی اللَه علیه و آله و سلّم فرمودند: امّت من بعد از من به سه دسته تقسیم میشوند. یک دسته اهل حقّ محضاند که ابداً آن حقّ را به باطل مخلوط نمیکنند، و مَثَل آنها مانند طلاست که هر چه آتش بر آن دمیده شود پاکی و خلوص آن بیشتر خواهد شد، و امام آنها این است ـ و به یکی از آن سه نفر اشاره فرمود ـ، و او همان کسی است که خداوند تعالی در کتاب خود به عنوان امام و رحمت امر به پیروی از او نموده است. و یک دسته اهل باطلاند که ابداً آن باطل را با حقّ مخلوط نمیکنند، مثل آنها مانند آهن است هر چه بیشتر آتش به آن دمیده شود خبث و ناپاکی خود را بیشتر خواهند نمود. مسلم میگوید: من سؤال کردم که اهل حقّ چه کسانند و امام آنها که بود؟ گفتند: علیّ بن ابی طالب، و از گفتن دو امام دیگر خودداری نمودند، و هر چه من اصرار کردم که از آن دو امام نیز بازگو کنند بازگو نکردند. سپس ابن مردویه میگوید: به این قسم که ما این روایت را آوردیم اهل مذهب یعنی سنّیها روایت کردهاند».
باری این روایت را بعینه در کتاب «سلیم بن قیس هلالی کوفی» آورده است و همه جملات را یک به یک ذکر میکند تا این جمله که: کُلَّما فَتَنَتْهُ النّارُ زادَ خُبْثاً وَ اِمامُهُمْ هذَا، و سپس میگوید: وَ فِرْقَةٌ مُذَبْذَبینَ ضَلّالاً لاَ اِلَی هؤلاءِ وَ لا اِلی هَؤُلآءِ، وَ اِمامُهُمْ هَذا اَحَدُ الثَّلاثَةِ وَ سَألْتُهُمْ عَنِ الثَّلاثَةِ، فَقالُوا: اِمامُالْحَقِّ وَالْهُدَی عَلِیُّ بْنُ اَبی طالِبٍ، وَ سَعْدٌ1 اِمامُ الْمُذَبْذَبین، وَ حَرَصْتُ اَنْ یُسَمُّوا لِیَ الثّالِثَ فَأبَوْا، وَ عَرَّضُوالی حَتّی عَرَفْتُ مَنْ یَعْنُونَ.2
«و یک دسته متردّد و متلوّن و گمراهاند، نه با اهل حقّاند و نه با اهل باطل، و امام آنها این است ـ که یکی از آن سه نفر بود ـ. و من سؤال کردم از امام حق و هدایت، گفتند: علیّ بن أبیطالب است، و سعد امام متردّدین و متلوّنین است. و هر چه اصرار کردم که نام امام سوّمین را برای من ببرند، آنها امتناع ورزیدند، لکن به کنایه و اشاره به طوری تعریض کردند که من او را شناختم».
و روایات بسیاری از طریق شیعه و سنّی وارد شده است که امّت رسول خدا به هفتاد و سه دسته تقسیم میشوند هفتاد و دو فرقه در آتش و یک فرقه اهل نجاتاند و در
- منظور سعد وقّاص است.
- «کتاب سلیم» ص ٢٢٧، و نیز در «بحار الانوار» ج ٨ ص ٦ از ابان از «کتاب سلیم» نقل میکند.
