
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
19«مجمع الزوائد» ج ٥ ص ٢١٩ ذکر کرده است.
هشتم ـ قوله صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: مَنْ اَتَاهُ مِنْ اَمیِرِهِ مَا یَکْرَهُهُ فَلْیَصْبِرْ، فَاِنَّ مَنْ خَالَفَ الْمُسْلِمینَ قَیْدَ شِبْرٍ ثُمَّ مَاتَ ماتَ میتَةً الْجَاهِلیَّةِ. «کسی که از ناحیۀ امیر و امامش به او چیزی رسد که ناگوار است باید صبر و تحمّل کند، زیرا کسی که به قدر یک وجب از مسلمانها تخلّف ورزد و سپس مرگ او را دریابد به مرگ اهل جاهلیّت مرده است». این حدیث را در «شرح السیر الکبیر» ج ١ ص ١١٣ ذکر کرده است.1
باری این مجموع احادیثی بود که بدین سیاق آورده شده و حکم رسول خدا را دربارۀ افرادی که به امام زمان خود معرفت پیدا نکردهاند به مثابۀ مردن اهل جاهلیّت شمرده است. این احادیث از نقطه نظر سند جای بحث نیست چون علاوه بر آنکه بسیاری از آنها دارای سند صحیح هستند از نقطه نظر کثرت به حدّ استفاضه بلکه به حدّ تواتر رسیده است، به طوری که بعضی از بزرگان از جمله احادیثی که از رسول اکرم روایت شده و به حدّ تواتر معنوی رسیده است این حدیث را دانستهاند مانند حدیث مَنْ کُنْتُ مَوْلاَهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاَهُ. گویند این حدیث نیز به تواتر معنوی از حضرت رسول اللَه صادر شده است و بسیاری گفتهاند تواتر لفظی دارد.
حدیث جابر درباره ائمّه اثناعشر
مرحوم مولی فتح اللَه کاشانی در تفسیر خود2، در ذیل آیۀ ﴿وَعَدَ اللَه الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ﴾،3 از جابر بن عبد اللَه انصاری روایت کرده است که چون آیۀ ﴿أَطِيعُوا اللَه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾4 نازل شد، به محضر رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم عرض کردم: یا رسول اللَه خدای تعالی و رسول خدا را میشناسم ولی اولیالامر که خداوند در این آیه اطاعت آنها را با اطاعت رسولش برابر و مقرون با یکدیگر داشته چه کسانند؟ فرمود: یَا جَابِر هُمْ خُلَفائی وَ اَئِمَّةُ الْمُسْلِمیَن مِنْ
- «الغدیر» ج ١٠ ص ٣٥٩ و ص ٣٦٠.
- این روایت شریفه را مرحوم سیّد هاشم بحرانی در «تفسیر برهان» در ذیل آیۀ ﴿أَطِيعُوا اللَه وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ﴾ ج ١ ص ٢٣٤ و ص ٢٣٥ و در کتاب «غایة المرام» ص ٢٦٥ و ص ٢٦٦ از ابن بابویه قمی با سلسله سند متصل خود تا قوله علیه السلام: فاکتمه الاّ عن أهله روایت کرده است. و علاّمۀ طباطبائی در «المیزان» ج ٤ ص ٤٣٥ و ص ٤٣٦ از «تفسیر برهان» روایت کردهاند.
و در «إثبات الهداة بالنّصوص و المعجزات» ج ٢، ص ٣٧٣ و ٣٧٤، از «إکمال الدّین» صدوق فقط تا آنجا را که گوید: کانْتِفاعِ النّاسِ بِالشّمْسِ وَ إنْ جَلّلَهُ السّحابُ با سند متّصل آورده است. و اصل این روایت در «إکمال الدّین و إتمام النّعمة» شیخ صدوق است (در ص ١٤٦ و ١٤٧، از طبع سنگی)؛ و این، مصدر این حدیث مبارک است و سائر مؤلّفین از اینجا روایت کردهاند. - سورۀ نور ٢٤ ـ آیۀ ٥٥.
- سورۀ نساء ٤ ـ آیۀ ٥٩.
