
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
20بَعْدی، اَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ اَبِی طَالِبٍ ثُمَّ الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُسَیْنُ، ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ الْمَعْرُوفُ فِی التَّوْرَاةِ بِالْباقِرِ، وَ سَتُدْرِکُهُ یَا جَابِرُ فَاِذَا لَقیتَهُ فَاَقْرِاْهُ مِنِّی السَّلاَمَ، ثُمَّ الصّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ مُوسَی بْنُ جَعْفَرٍ، ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُوسَی، ثُمَّ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیٍّ، ثُمَّ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، ثُمَّ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ، ثُمَّ ابْنُ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ سَمِیِّی وَ کَنِیِّی حُجَّةُ اللَهِ فِی اَرْضِهِ وَ بَقِیَّةُ اللَهِ فِی بِلاَدِهِ، ذَلِکَ الَّذی یَفْتَحُ اللَهُ عَلَی یَدِهِ مَشَارِقَ اْلاَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا، ذَلِکَ الَّذِی یَغِیبُ عَنْ شِیعَتِهِ غَیْبَةً لاَ یَثْبُتُ فیهَا عَلَی الْقَوْلِ بِاِمَامَتِهِ اِلاّ مَنِ امْتَحَنَ اللَهُ قَلْبَهُ بِاْلاِیِمَانِ.
یعنی: «ای جابر! اولوا الامر خلیفههای من و جانشینان من بعد از من هستند که امامان و پیشوایان مسلمانانند. اوّل آنها علیّ بن أبیطالب و پس از او حسن و سپس حسین و بعد از او علیّ بن الحسین و آنگه محمّد بن علیّ که در تورات به باقر معروف است، و ای جابر تو او را در خواهی یافت و چون او را ملاقات نمودی سلام مرا به او برسان، و پس از او جعفر بن محمّد الصادق و سپس موسی بن جعفر و بعد از او علیّ بن موسی و بعد از او محمّد بن علیّ و پس از او علیّ بن محمّد و سپس حسن بن علی و بعداً فرزندش، که هم اسم و هم کنیۀ من است. اوست حجّت خدا در روی زمین و بقیّۀ خدا1 در میان شهرهای خدا. و او همان کسی است که از شیعیان خود غیبتی طولانی خواهد نمود که هیچیک از افرادی که قائل به امامت او هستند پایدار نخواهند ماند مگر آن کس که خداوند قلب او را به مراتب ایمان و یقین آزموده باشد». جابر میگوید: «گفتم: یا رسول اللَه آیا شیعیان او در زمان غیبت او از او بهرهمند خواهند شد؟ فرمود: بلی سوگند به آن کسی که مرا به نبوّت برگزیده است، ای وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ، که شیعیان از نور او استضائه کنند و به ولایت او بهرهمند گردند اگر چه در غیبت باشد، همچنان که از آفتاب در وقتی که ابر روی آن را پوشانیده باشد بهرهمند گردند. سپس فرمود: یَا جَابِرُ هَذَا مِنْ مَکْنُونِ سِرِّ اللَهِ وَ مَخْزُونِ عِلْمِ اللَهِ فَاکْتُمْهُ اِلاّ عَنْ اَهْلِهِ. «ای جابر این کلام از اسرار مخفیّۀ خدا و از خزائن علم
- بقیّة اللَه و بقیّۀ خدا یعنی آن کسی که تمام أسماء و صفات الهیّهای که تا به حال ظهور خارجی پیدا ننمودهاند در او ظهور پیدا بنماید و باقی مانده و تمام کننده ظهورات أنبیاء و امامان باشد و اراده حتمیّۀ پروردگار به بقاء او تعلّق گرفته باشد.
