
امام شناسی ج3
جلد سوم از مجموعۀ «امام شناسی» از آثار نفیسِ علامه آیةالله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس الله سرّه بوده که پیرامون «شناخت هویّت شیعه» و «تفسیر آیۀ تطهیر» در قالب بحثهای تفسیری و فقه الحدیث، و ابحاث فلسفی، عرفانی، تاریخی و اجتماعی به رشتۀ تحریر درآمده و به ساحت علم و معرفت تقدیم شده است. مهمترین مباحث مندرج در این مجلّد: • لزوم متابعت از اعلم • اگر امام را نشناسیم به مرگ جاهلیت مردهایم • معنای حقیقیِ مرگ جاهلی • شأن نزول آیه «خَیرُ البریّة» امیرالمؤمنین علیهالسلام است • تشیّع یک فرقۀ خاص از اسلام نیست؛ بلکه حقیقت اسلام است • اتحاد معنوی میانِ ارواح مؤمنین و ائمۀ معصومین علیهمالسلام • صفات و نشانههای شیعه • احوال سنّیهای مستضعف و عاقبت آنها • تفسیر «آیۀ تطهیر» و پاسخ به شبهاتِ وارده پیرامونِ این آیه • سیرۀ شیخین ملاک عمل نیست و توضیحی پیرامون بدعتهای عمر
امام شناسی ج3
21خداست، تو نیز او را از غیر اهلش مخفی دار».
جابر گوید مدّتی مدید گذشت و من منتظر این وعده بودم تا یک روز نزد امام همام زین العابدین علیّ بن الحسین علیهما السّلام رفته بودم و درحالیکه او با من سخن میگفت ناگاه محمّد بن علی از اطاق زنها بیرون آمد و بر سرش دو رشته از گیسو بود، چون در او خوب نگریستم پهلوهایم بلرزید و مو بر اندامم راست شد زیرا تمام خصوصیّاتی که رسول خدا فرموده بود در او مشاهده کردم. گفتم: یَا غُلاَمُ اَقْبِلْ ای کودک روی به من آر، روی به من آورد. گفتم: اَدْبِرْ، برگرد، برگشت، گفتم: شَمَائِلُ رَسُولِ اللَهِ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ، این شمائل سوگند به پروردگار کعبه که شمائل رسول خداست. گفتم: نام تو چیست؟ فرمود: محمّد، گفتم پدرت کیست؟ فرمود: زین العابدین علیّ بن الحسین، گفتم: همانا که تو باقری؟ فرمود: آری ای جابر پیغام رسول خدا را به من برسان. گفتم: رسول خدا مرا بشارت داد که تو چندان در دنیا زیست کنی که باقر را دریابی و چون او را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان. اینک ای محمّد بن علی بدان که رسول خدا به تو سلام میرساند، فرمود: عَلَی رَسُولِ اللَهِ السَّلاَمُ مَادَامَتِ السَّمَوَاتُ وَاْلاَرْضُ، وَ عَلَیْکَ یَا جَابِرُ کَمَا بَلَّغْتَ السَّلاَمُ. بر رسول خدا سلام خدا باد تا وقتی که آسمانها و زمین بر پا هستند و بر تو سلام باد ای جابر که سلام رسول خدا را به من رسانیدی.
جابر گوید: از آن به بعد من به محضر آن حضرت رفت و آمد میکردم و از مسائلی چند پرسش مینمودم. یک روز آن حضرت از من مسئلهای پرسید، گفتم: لاَوَاللَهِ لَا دَخَلْتُ فِی نَهْیِ رَسُولِ اللَهِ حَیْثُ قَالَ: اِنَّهُمْ اْلاَئِمَّةُ الْهُدَاةُ مِنْ اَهْلِ بَیْتِهِ مِنْ بَعْدِهِ، اَحْلَمُهُمْ صِغَاراً وَ اَعْلَمُهُمْ کِبَاراً، لاَ تُعَلِّمُوهُمْ فَاِنَّهُمْ اَعْلَمُ مِنْکُمْ. عرض کردم سوگند به خدا که جواب نخواهم گفت و خود را در نهی رسول خدا وارد نخواهم ساخت، چون آن حضرت فرمود: ایشانند ائمّه و راهنمایان از اهل بیت من بعد از مرگ من، حلم و بردباری آنها در کودکی از همۀ افراد بشر بیشتر و دانش آنها در بزرگی از همۀ افراد بشر افزون است، شما آنها را تعلیم نکنید که آنها از شما داناترند. فرمود: صَدَقَ رَسُولُ اللَهِ اِنِّی اَعْلَمُ مِنْکَ بِهَذِهِ الْمَسْألَةِ وَ لَقَدْ اُوتیتُ الْحُکْمَ صَبِیّاً، کُلُّ ذَلِکَ بِفَضْلِ اللَهِ عَلَیْنَا وَ رَحْمَتِهِ لَنَا اَهْلَ الْبَیْتِ. راست گفت رسول خدا، من در این مسأله از تو داناترم و حقّاً که حکم از طرف خدا در زمان کودکی به من عنایت شده است و تمام
