اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

107
  • مکاشفۀ صوری مؤلّف پرواز روح ناشی از شکّ و شبهه و اعتماد به نفس خویش است

  •  مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:

  •  *ـ این اصرار اگر از شخص کامل و راهنمای از نفس گذشته صورت گیرد، بسیار به موقع و صحیح است؛ ولی اگر از شخص ناقص باشد غلط است؛ زیرا خود این اصرار، دستور است و دستور نمی‌تواند از شخص ناقص تحقّق پذیرد.

  •  **ـ بجا آوردن دستور از روی آزمایش، منافات با یقین به صحّت راه و سلوک در آن را دارد؛ و کوبنده‌ترین چیز در سلوک راه خدا شکّ و تردید، و اعتماد به نفس و شخصیّت است.1

  •  و این دیوار عظیمی که برای جناب مؤلّف متصوّر و متشکّل شده است، همان جنبۀ شکّ و ریب است، که حقّاً هم چنین قطور است؛ و چون هر بار ذکری را که مؤلّف می‌گفته است توأم با عدم پذیرش واقعی و عدم تقبّل نفسانی بوده است، لذا به منزلۀ زبان مالیدن به کوه مجسّم گردیده است؛ و چون با سوابق ذهنی و ارشادات آن مرحوم زنجانی که پیوسته توسّل به معصومان را راه‌گشای راه سلوک می‌دانسته و ارشاد زندگان را مضر تلقین می‌نموده است، چون توسّل به حضرت صاحب‌الزّمان شده است و آن توسّل از روی یقین بوده است، آن یقین این دیوار عظیم شکّ و ریب را متلاشی و همانند پودر نموده است.

  •  حال باید از جناب مؤلّف پرسید: این کوه که برداشته شد و در عالم مکاشفه و صورت، خود را در نور دیدید، آیا کشف حجاب‌های توحیدی هم شد؟ از نظر معارف الهیّه، قضیۀ توحید خدا منکشف گشت و به مرتبۀ عرفان و ادراک حقایق منتهی شد؟ و یا نه، فقط صرف خواب و مکاشفۀ صوری بوده است؟ مسلّماً همان‌طور که از

  •  مَطاوی کلمات ایشان برمی‌آید، نشده است؛ پس در این صورت «استغنای از استاد و مربّی کامل» راهی را نگشوده است و از عالم صورت عبور نداده است و در همان تخیّلات صوریّه و صورت‌های ذهنیّه محبوس داشته است؛ و فی هذا ضَررٌ عظیمٌ!2

    1. رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١١٨، تعلیقه ٢:
      «احتیاطات زیاد و بیجا سالک را از توجّه به خدا و سیر تکاملی خود به عالم اطلاق و تجرّد باز می‌دارد، و دقّت‌کاری‌های خارج از مذاق شرع انسان را در اوهام و وسواس زندانی می‌کند، و افکار او را دائماً در این موارد به حرکت آورده و از توجّه و تفکّر و جمعیّت خاطر که اسباب سلوکند، به کلی محروم و راه خدا را بر او می‌بندد.»
    2. در توضیح و استمرار تعلیقه مرحوم علاّمه والد ـ قدّس سرّه ـ عرض می‌کنیم:
      در آیات قرآن و روایات برای ذکر و اشتغال به اوراد و تأثیر آنها در نفس مطالبی بس ارزشمند دیده می‌شود؛ مثلاً در آیۀ شریفۀ:
      ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾؛١ «آرامش دل و سکینۀ خاطر با یاد و ذکر پروردگار حاصل می‌شود.»
      و یا در سورۀ الأنبیاء از جانب حضرت یونس می‌فرماید:
      ﴿فَنَادَىٰ فِي ٱلظُّلُمَٰتِ أَن لَّآ إِلَٰهَ إِلَّآ أَنتَ سُبۡحَٰنَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ ٱلظَّـٰلِمِينَ﴾؛٢ «یونس در ظلمات دریا و شکم ماهی ما را با این ذکر مورد خطاب و نداء قرار داد: هیچ معبود و مؤثّری در عالم وجود تعیّن استقلالی ندارد مگر پروردگار. منزّه و مبرّا هستی، ای خدای بزرگ، از هر وصف و نعتی که برای تو آورم. به درستی که من از ظالمین و ستمکاران می‌باشم.»
      و یا از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم مرویّ است که فرمود:
      إنّه لَیُغانُ علی قَلبی و إنّی لَأستغفِرُ الله کلَّ یومٍ سبعینَ مرّةً؛٣ «به واسطۀ اشتغال به امور مردم و کثرات در قلب خود احساس گرفتگی و قبض می‌نمایم و برای رفع این مطلب هر روز هفتاد بار استغفار می‌نمایم.»
      و امثال این روایت که از ائمّۀ معصومین علیهم السّلام دربارۀ فوائد اذکار به صورت عدد، احادیثی وارد شده است.
      حال سخن اینجاست که وقتی ما به طور مطلق دستور بر انجام اذکار داریم و از ناحیۀ شرع هیچ منع و ردعی در این مورد نیامده است، به چه دلیل مرحوم حاج ملاّ آقاجان پرداختن به ذکر یونسیّه را منع می‌کند و جواز آن را منحصراً در اختیار امام علیه السّلام می‌شمرد؟ مگر اقدام به ذکر الهی جواز می‌خواهد؟ و مگر مطلقات و یا عمومات ادلّه برای جواز کفایت نمی‌کند؟ شما به کدام دلیل و حجّت شرعی قرائت چهارصد مرتبه ذکر یونسیّه را حرام و باطل می‌دانید؟ آیا این مطلب بدعت در دین به حساب نمی‌آید؟! و آیا انسان می‌تواند از سر خود حکم به حرمت و یا حلیّت مسأله‌ای بدهد؟! این همه آیات و روایات که برای اشتغال به ذکر و یاد الهی در کلمات معصومین و در عبارات نهج البلاغه دربارۀ متّقین و در صحیفۀ سجّادیّه و در مناجات خمسة عشر سیّدالسّاجدین علیه السّلام [ادامه در صفحه بعد]
/