اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

110
  •  پرواز روح، صفحه ٦٩:

  • [حاج ملاّ آقاجان:] «مگر تو نبودی که دو سال قبل، از من که به عنوان رفیق برای تو تعیین شده بودم، احتیاط می‌کردی و نمی‌خواستی با من حرف بزنی، مبادا من تو را به عنوان یک مرید انتخاب کنم؟ چه شد که پس از آن همه ترقّیات روحی باز هم به فکر مرشد افتاده‌ای؟

  • به هر حال به وسیلۀ این نامه از تو دعوت می‌کنم که برای ایّام محرّم به زنجان بیایی و مقداری به تزکیۀ روح بپردازی تا دیگر این‌گونه اشتباهات را تکرار نکنی.»

  • من طبق دستور ایشان پنج روز قبل از محرّم روانۀ زنجان شدم...

  •  مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:

  •  آیا این دعوت دستور نیست؟ و از شخص غیر معصوم صورت نگرفته است؟ پس چرا می‌خواهیم با عوض کردن الفاظ و تبدیل مهره‌ها و قناعت کردن و دل‌خوش بودن به صرف تخیّلات ذهنیّه حقایق را عوض کنیم؟

  • مصادیقی از ابرازات و اظهاراتی که از اولیای الهی صورت نمی‌گیرد

  •  پرواز روح، صفحه ٧٠:

  • [حاج ملاّ آقاجان] به من گفت: «یکی از جوانان خوب زنجان مریض شده و پدرش توقّع دارد من از او عیادت کنم. اگر مایلی باهم برویم.»

  •  

/ 10