
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
113وجود نداشت، او نمیتوانست بپذیرد که مثلاً یک روحانی1 ممکن است چند ماه بر او بگذرد و خدمت امام زمان علیه السّلام نرسد.
حسینیّهای ساخته بود که از او واقعاً عطر حسینی استشمام میشد. یک روز تنها در آن حسینیّه نشسته بودم، دیدم بیجهت حال گریۀ عجیبی به من دست داد. مقداری بر مظلومیّت سیّدالشهدا اشک ریختم و از آنجا بیرون آمدم. حاج حاجآقا به من برخورد کرد و گفت: «نتوانستی خودت را کنترل کنی؟» گفتم: «نه، این حسینیّۀ عجیبی است.» گفت: «چرا نباشد؟ میدانی این حسینیّه را من چگونه ساختهام؟ چند نفر عمله و بنّای با حال از طهران و زنجان پیدا کردم و یک روضهخوان با اخلاص هم دعوت نمودم، هر وقت آنها میخواستند این حسینیّه را بسازند، باید قبلاً روضهای میخواندند، با چشمهای اشکآلود شروع به کار میکردند، و این برنامه ادامه داشت تا حسینیّه تمام شد.»2
حاج حاجآقا مردی بود که ارواح را میدید، و باور نمیکرد که مثل منی که یک روحانی هستم، نبینم...
حاج ملاّ آقاجان در منزل و حسینیّۀ حاج حاجآقا همه روز صبح منبر میرفت، جمعیّت زیادی در آنجا اجتماع میکردند. کمتر روزی بود که مجلس روحانیّت فوقالعادهای پیدا نکند. گاهی چند نفر از کثرت گریه به حالت غشوه و بیحالی میافتادند. و گاهی حاج حاجآقا رو به من میکرد و میگفت: «ارواح اولیاء همه جمعند.»
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
مرحوم مغفور، فردوس وساده، آقای حاج حاجآقا اللَهیاری از نیکان و پاکدلان بود، و همانطور که مؤلّف محترم وصف کردهاند اهل صدق و صفا بود. با این حقیر
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون عدم جواز استعمال لفظ روحانی رجوع شود به امام شناسی، ج ٨، ص ١٦٤؛ وظیفۀ فرد مسلمان، ص ٢٥؛ مهر فروزان، ص ٩٩. (محقّق)
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون تأثیر نفوس سازندگان بناء در نورانیّت آن رجوع شود به معاد شناسی، ج ٧، ص ٢٥٧. (محقّق)
