
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
114رفاقت و دوستی داشت و از موقع هجرت از نجف به ایران که در ١١ شوال ١٣٧٦ بود تا زمان ارتحالش که در اواخر ذوالقعدۀ یک هزار و سیصد و نود و شش هجریّۀ قمریه بود، مراتب صمیمیّت و مودّت برقرار بود.
شغلش بزّازی بود، در همۀ ماه رمضان مغازهاش را میبست و در حسینیّۀ منزل خودش معتکف میشد و به حال خود مشغول بود.
و الحقّ حالات خوبی داشت؛ بالأخص در اواخر عمر، که چون با بعضی از شاگردان مرحوم قاضی ـ رضوان اللَه علیه ـ که در مکتب توحید و عرفان کار کرده بودند، ربط پیدا کرده بود و نسبت به آنان ارادت میورزید، دارای حالات توحیدی و عرفانی فیالجمله شده بود، و بر عمر گذشته که از این مَمشیٰ محروم بود، أسف میخورد.
غالباً در طهران که میآمد یک شب در منزل ما میماند و فردای آن شب، خرید پارچه برای فروش دکّان خود را میکرد و به ابهر برمیگشت. این حقیر نیز بر اساس ادای حقّ رفاقت بارها برای دیدار او و دیدار دوست و برادر دیگرم مرحوم حاج هادی خانصنمی ابهری ـ رحمة اللَه علیه ـ به ابهر رفته و در منزل ایشان در همین حسینیّه بودیم.
یک منبر دو پلّه در حسینیّه بود که روپوش سبزی داشت و یک شمشیری به دستۀ منبر آویزان بود. روزی به آن مرحوم گفتم: شما کار لطیفی نمودهاید که به منبر شمشیر آویزان کردهاید! چون این معنی علامت این است که ظهور حضرت حجّت عجّل اللَه تعالی فرجه با بیان و شمشیر است و با تبلیغ و قدرت این ندا باید به گوش جهانیان برسد!
گفت:
سوگند به خدا که منظور من هم همین بوده است، ولی تا به حال کسی را نیافتهام که این مطلب را متوجّه شده باشد!
