اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

115
  •  و برای بنده زادۀ ارشد: آقای حاج سیّد محمّد صادق ـ طوّل اللَه عمرَه ـ وصیّت کرده بود که بعد از رحلتش این شمشیر را به او بدهند، و لذا بعد از رحلت ایشان داماد وحیدشان آقای آقا سیّد محمّد این شمشیر را به طهران آورد و به بنده‌زاده تسلیم کرد.

  •  مرحوم اللَهیاری در زمان جوانی طبق گفتۀ خود اسبی داشت که بر روی آن روزها سوار می‌شد و این شمشیر را دست می‌گرفت و به بیابان می‌رفت و در آنجا اسب و شمشیر را به جولان درمی‌آورد و حضرت مهدی ارواحنا فداه را صدا می‌زد و اعلام آمادگی و نصرتش را به زبان می‌گفت.

  •  در حسینیّۀ اللَهیاری قرآن و مفاتیح و کتاب حافظ شیرازی و شمس مغربی و دیوان هیدجی و بعضی از دَواوین دیگر موجود بود. اللَهیاری به کسالت قلب مبتلا شد و پس از یک سال معالجه در ابهر درگذشت و همان‌جا مدفون شد؛ رحمة اللَه علیه.

  • هدایت و ارشاد و موعظۀ خلق، بر تهجّد و نماز شب فضیلت ندارد

  •  پرواز روح، صفحه ٨٥:

  • [حاج ملاّ آقاجان] گفت: «هفتاد سال از عمرم می‌گذرد، در زنجان شب‌ها مجبور بودم که تا چهار ساعت از شب گذشته در مجالس روضه، منبر بروم و نمی‌توانستم بین منبرهای اوّل شب و نماز شب جمع کنم، چون مزاجم مساعدت نمی‌کرد، ضعف مرا می‌گرفت. روزها هم که نمی‌توانستم بخوابم؛ چون می‌دانی زراعت دارم، تمام کارهایم را خودم باید بکنم، ولی در این مسافرت زحمتم کمتر است. بحمد اللَه می‌توانم آخر شب مشغول تهجّد و نماز شب باشم.»

  • گفتم: «شما در زنجان هم باید منبر را ترک کنید و به خودتان آن‌قدر زحمت ندهید و یا لا اقل کمتر منبر بروید که بتوانید نماز شب بخوانید؛ زیرا پروردگار در قرآن برای تهجّد، وعده رستگاری داده است.»

  • گفت: «یک روز در زنجان به این فکر افتادم که یا نماز شب بخوانم و منبر کمتر بروم و یا منبر بروم و نماز شب را ترک کنم. در خواب به من فرمودند: نماز شب از عبادت‌هایی است که نفعش عاید خودت تنها می‌شود، ولی منبر و موعظه و روضه از عبادت‌هایی است که نفعش هم عاید تو است و هم 

  •  

/ 11