
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
118زیرا او با خدا حرف میزد؛ ولی به مجرّدی که ولایت حضرت آدم را قبول نکرد، از راه مستقیم منحرف شد، از مقام قرب الهی رانده شد، و معتقد به آنچه فکرش میرسید گردید و خدا را ظالم شناخت و معتقد به جبر شد؛ آنچنانکه فلاسفه و بعضی از عرفا هم که دستشان به دست ولیّ زمان نیست و تنها به فکر خود اکتفا میکنند، همینها را معتقدند.»
خلط و اشتباه مؤلّف پرواز روح در فهم مطالب شاگردان مرحوم قاضی
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
در این سؤال و جواب خلط و اشتباه شده است. شاگردان مرحوم قاضی نمیخواهند بگویند که سالک مستغنی از هدایت ولیّ معصوم است، حاشا و کلاّ. آنها میگویند اراده و اختیار ولیّ معصوم عنوان آلیّت و مرآتیّت دارد نه استقلال؛ و بنابراین در حقیقت غیر از اراده و اختیار خدا نیست، و علیهذا سالک در مقام وصول به درجۀ توحید ذاتی و فناء و اندکاک در ذات أحدی، معقول نیست که امام معصوم به عنوان وساطت استقلالی بین او و مقام ذات حاجب شود. این معنی مغایر و منافی با مقام وصول و فناء است؛ وگرنه وساطت امام و ولیّ کامل به عنوان معنای حرفی و آیتی پیوسته با سالک حتی هنگام رسیدن به مقام فناء لازم و واجب است1.2
طعنه به فلاسفه و عرفای اسلام و اتّهام بر آنان بدین اتّهامات، گناه نابخشودنی است. کجا فیلسوفی و عارفی همچون میرفندرسکی و میرداماد و ملاّصدرا و ابنفهد حلّی و ابنترکه و حاجی سبزواری و ملاّ اسماعیل خواجوئی و ملاّ علی نوری و آیة الحقّ و العرفان فیلسوف بزرگ عصر ما: آیة اللَه علاّمه طباطبایی بدین سخنان تفوّه نمودهاند؟!
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون آیتیّت تامّه و کامله بودن آن ذوات مقدّسه رجوع شود به روح مجرّد، ص ٥٧١ الی ٥٧٣. (محقّق)
- در توضیح و استمرار تعلیقه مرحوم علاّمه والد ـ قدّس سرّه ـ عرض میکنیم:
در این بیان مرحوم حاج ملاّ آقاجان که در تفسیر و تبیین حقیقت توحید گفته شده است، مواردی از تأمّل و اشکال به چشم میخورد. و با همین بیان اهل فن به خوبی درمییابند که دست ایشان [ادامه در صفحه بعد]
