
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
128وجودی آن حضرت به قدری است که اینگونه تاریکیها نمیتواند جلوگیر شود.
***ـ ایشان که میگفتند باید انسان ظواهر شرع مقدّس را رعایت کند، چرا خودشان به دام این کردار افتادهاند؟ به کدام دستور شرعی میتوان به خاطر سیاهی باطن شیخ، او را منع و زجر نمود و یا احیاناً او را کشت؟! آیا سیره و منهاج رسول اللَه و سایر معصومان چنین بوده است؟
اینکه از اوّل سلوک، علمای راستین سفارش به مواظبت احکام شرعیه را مینمایند،1 برای جلوگیری از اینگونه خطاهاست که اوّلاً: موجب محرومیّت نفس خود سالک از چنین فیوضات است، و ثانیاً: موجب سدّ راه آن شیخ میشود که اگر احیاناً احتمال هدایتی در او باشد، این قبیل رفتارها او را منزجر و متنفّر میکند. و ثالثاً: موجب اعراض جمعی از همراهان و اهل حال میشود که چون وجداناً اینگونه اعمال را معروف نمیدانند، بلکه منکر میشمارند، رد میکنند.
این اشتباهات و نظایر آن و اهمّ از آن، همه در اثر نداشتن استاد و دلیل است. و کسانی که بدون استاد حرکت میکنند، علاوه بر وقوع در این مهالک، تازه خودشان را مُصیب هم میدانند.
در این موضوع شاطبی در کتاب الموافقات فی أصول الأحکام که کتاب استواری است، مطالبی سودمند دارد، و خوب طرز عمل به مکاشفات را نشان میدهد که در چه نوع از مکاشفات انسان میتواند عمل کند و در چه نوع نمیتواند عمل کند. و این مطالب را در ج ٢، از ص ١٩٢ تا ص ٢٠١، ضمن فصل آخر، مسألۀ دهم و مسألۀ یازدهم تا آخر مسأله آورده است. گرچه بعضی از کلمات او فیالجمله محلّ تأمّل است.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون سفارش اکید اولیای الهی بر رعایت ظواهر شریعت رجوع شود به روح مجرّد، ص ١٠٨؛ مهر تابان، ص ١٢٣؛ لب اللباب، ص ٥٢؛ اسرار ملکوت، ج ٢، ص ٤٥٥ الی ٤٩٢. (محقّق)
