اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

131
  • هستند، دست برداریم؛ و به نوشتجات غربی‌ها که هنوز هم طفل ابجدخوان فلسفه محسوب نمی‌شوند، روی آوریم؟1

  •  ما باید مطمئن باشیم که قرآن کریم و سنّت رسول اللَه و احادیث توحیدی ائمّۀ معصومین در اثر خواندن حکمت ضرری نمی‌بیند، بلکه حقایقش روشن‌تر و شکوفاتر می‌گردد. خواندن حکمت و فلسفه مکتب امامان را دور نمی‌سازد بلکه استوارتر و متقن‌تر و اساسی‌تر جلوه می‌دهد.

  • دلیل مخالفت با فلسفه و علوم عقلیّه، جهل و نادانی است

  •  آری! حقیقت مطلب این است که مخالفان با فلسفه هیچ‌کدام خودشان فلسفه نخوانده‌اند و با علوم عقلیّه که پشتوانۀ قرآن و احادیث اصولی است سر و کار نداشته‌اند؛ و بر اساس: «النّاسُ أَعداءُ ما جَهِلُوا»2 با علم حکمت کینه‌توزی نموده‌اند. و چون علوم عقلیّه و مطالب برهانیّه مشت آنها را باز می‌کند، و از جمود و رکود فکری دور می‌کند، و موارد مغالطه آمیز و خطابی آنان را مشخّص می‌سازد، و با عقاید کودکانۀ آنان ستیز می‌کند، لذا پیوسته در زیر علَم مخالفت سینه می‌زنند.3

  • اشتباه حاج ملاّ آقاجان در تأیید فلسفۀ جدید در مقابل فلسفۀ اصیل اسلامی (ت)

  •  

  •  

    1. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون عظمت حکمای اسلام و تهی‌دستی فلسفۀ غرب و فلاسفۀ غربی رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج ٢، ص ٢٢٧ الی ٢٣٤؛ قبض و بسط تئوریک شریعت، ص ٣٩ الی ٤٦. (محقّق)
    2. نهج البلاغة (عبده)، ج ٤، ص ١٧٨.
    3. در توضیح و استمرار تعلیقه مرحوم علاّمه والد ـ قدّس سرّه ـ عرض می‌کنیم:
      حاج ملاّ آقاجان، مؤلّف کتاب را از ارتباط با دراویش و متصوّفه منع می‌نماید و حتّی از مراوده با علما و مراجعی که با آنها هم‌مذاق هستند باز می‌دارد و با تمسّک به روایت منقوله از امام عسگری علیه السّلام که در مذمّت علما و دانشمندانی است که به تصوّف و فلسفه روی می‌آورند، در مقام بطلان و بیهودگی علوم الهی و حکمت برآمده است؛ و در مقابل اطّلاع بر فلسفۀ جدید را ـ‌ در صورت تمایل ـ مجاز می‌شمارد و فلسفۀ قدیم را رهزن دین و دنیا می‌شمرد!
      واقعاً این بنده سخت در شگفتم که چگونه یک فرد بی‌اطّلاع از مبانی و مسائل فلسفه و حکمت الهی در عین حال متظاهر به قدس و اعراض از دنیا و تمسّک به ولاء اهل بیت علیهم السّلام و در مقام ارشاد و دستگیری افراد به خود اجازۀ ورود در مسائل فنّی و تخصّصی و علمی را می‌دهد و این چنین بی‌محابا در مقام انکار ضروریّات برمی‌آید، گویا از مقام لوح و قلم بر او افاضه و اشراق شده است!
      عجبا! چگونه است که فلسفۀ جدید را در حدّ اطّلاع برای مؤلّف مجاز می‌شمرد، ولی مراجع و علمایی را که به این فلسفه و مبانی آن پایبند هستند، اهل باطل می‌داند؟!
      باید از ایشان که خود را کارشناس و صاحب‌نظر در مسائل تخصّصی می‌داند سؤال نمود: کدام قاعده و قانون در عرفان نظری و فلسفۀ الهی وجود دارد که به جهت آن روایت امام معصوم علیه السّلام را حمل بر آن نموده‌اید؟! و آیا اعتقاد داشتن به نتایج منطقیّه در مباحث عقلی جرم محسوب می‌شود؟! و مگر در فرهنگ و مکتب شیعه از زمان ظهور اسلام در طیّ ازمنه و روزگاران ائمّۀ معصومین علیهم السّلام باب بحث و استدلال و احتجاج پیوسته مفتوح نبوده است؟! و همین سیره و روش مائز بین مکتب اهل بیت و مکتب مخالفین از خلفاء و بنی‌امیّه و بنی‌عبّاس به شمار نمی‌رود؟! آخر چگونه می‌توان با روایات و احادیث فقهی و اخلاقی به اشکالات و ابهامات و شبهات در جهان آفرینش پاسخ داد؟! و آیات توحیدیّۀ کتاب الهی و آثار وارده از ائمّۀ معصومین را چگونه می‌توان فهم نمود؟
      عجبا! اگر اعتقاد به مبانی فلسفۀ جدید مبتنی بر تعقّل و فهم و شعور است، پس چه فرقی بین فلسفۀ جدید و قدیم آن می‌کند؟ و اگر بر اساس ظنّ و تقلید کورکورانه و عدم تدبّر است باز چه تفاوتی بین آن دو می‌باشد؟ واقعاً که انسان از این رهنمودها در حیرت و شگفتی قرار می‌گیرد!
      و امّا روایت امام عسگری علیه السّلام بر فرض صحّت انتساب، مربوط به فرقه‌های خاصّی است که با روی آوردن به این مسائل، خود و دیگران را از توجّه به مکتب و مدرسۀ اهل بیت دور می‌نمایند و برای توجیه امور فاسده و پرداختن به لاابالی‌گری و کنار گذاشتن تعهّدات و تکالیف مذهبی و رها شدن از احکام دست و پاگیر عیش و عشرت، به این مسائل روی آورده‌اند؛ مانند فرقۀ منحرفۀ اسماعیلیّه که توجّه به باطن را بدون پرداختن به احکام، کافی و وافی می‌شمرند و همچنین دراویش و صوفیانی که با شعار محبّت و عشق به علی، خود را از هر قید و بندی آزاد نموده، به هر عمل فاسد و مفسدی دست می‌آلایند! در غیر این‌صورت کجا ائمّه می‌توانند مردم را از تعقّل و تدبّر منع نمایند و آنها را دعوت به دین و شریعتی نمایند که حجیّت و اتقان آن شریعت به همان ادلّه و براهین عقلیّه اثبات گردیده است؟! (معلّق)
/ 26