
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
138فرمود: «هرچه بود، ما را به محبّت شما بخشیدند.» (که منظورش محبّت اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام بود.)
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
این نحوه اَعمال بر فرض وقوع، صحیح نیست. بلکه غلط محض است.
زیرا اوّلاً: با حال جنابت آمدن در مجلس روضه و پای منبر حرام نیست؛ و با وجود عدم منع شرعی به چه مجوّز انسان میتواند اعلان منع آن را بنماید؟
ثانیاً: در بین جمعیّت از احوال شخصی بیان کردن و او را منکوب و منفعل و شرمنده نمودن غلط است و حرام است؛ زیرا یا او باید برخیزد و از مجلس بیرون برود که این عین هتک مؤمن و ایذاء اوست، و یا باید در مجلس بماند و بنشیند و همینطور سر در گریبان فرو برده و خجلت زده و شرمسار بماند؛ و این هم حرام و غلط است.
و ثالثاً: گفتار اینکه: «چرا در مجلس ما آمدی؟» صراحت در تقدیس و تنزیه این مجلس دارد، و در آن رایحۀ انانیّت و استکبار است.
و رابعاً: هیچگاه نظیر اینگونه کارها در مجالس رسول اکرم و ائمّۀ معصومین علیهم السّلام و اولیای خدا دیده نشده است؛ آیا مجلس ما از مجلس آنان پاکتر و مقدّستر است و یا خود ما از آنان پاکتر و مقدّستریم؟
و به طور کلّی اینگونه اِخبارها و اعلان و اِعلام از بواطن، در شرع مطهّر وارد نشده است. و در بین اولیای راستین و اهل سلوکی که بر اساسی متین و استوار گام برمیدارند، ممنوع و از محذورات و محرّمات سلوکیّه شمرده میشود؛ و پیوسته اساتید بزرگوار و مشایخ کِبار شاگردان را از اینگونه إخبارها چه نیک و چه زشت منع میکنند.
چه علاوه بر مفاسد اجتماعیّه و تضییع حقوق غیر، موجب تاریکی و قساوت نفس سالک میگردد و او را از مرتبه و مقامش پایین میآورد.
