اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

139
  •  و از اینجا و نظایر این امور، سرّ لزوم استاد در امور اخلاقیّه و سلوک راه باطن به خوبی ملموس و مشهود می‌گردد.1

  • انگیزۀ دستگیری مؤلّف پرواز روح از شیفتگان و دل‌سوختگان

  •  پرواز روح، صفحه ١٥١:

  • جمعی که با خواندن این کتاب (پرواز روح، چاپ اوّل) روحشان پرواز می‌کرد؛ ولی سرگردان بودند، مقصد را نمی‌دانستند، محبوب را نمی‌شناختند، دلِ سوخته‌ای داشتند، آه از نهادشان برآمده بود، و بدون آواز فریاد می‌زدند، از من خواستند که با آنها رفاقت کنم، هدف و محبوب را مشخّص نمایم،

  •  

    1. در توضیح و استمرار تعلیقه مرحوم علاّمه والد ـ قدّس سرّه ـ عرض می‌کنیم:
      نکته‌ای که در این مطلب بسیار حائز اهمیّت است، نسیان صفت ستّاریّت و غفّاریّت و رحمانیّت پروردگار است. خداوند متعال به واسطۀ این اوصاف و نعوت پیوسته با بندگانش به عطوفت و رحمانیّت عمل می‌نماید مگر در جایی که دیگر کار از کار بگذرد و راهی جز تنبیه و عقوبت باقی نمانده باشد. بنده نیز باید خود را متّصف به صفات الهی کند تا خداوند نیز با او به همان‌گونه رفتار نماید.
      اگر خود مرحوم حاج ملاّ آقاجان به جای آن فردی که از بالای منبر او را مورد خطاب و عتاب و بی‌آبرویی قرار می‌داد، می‌بود از چنین رفتاری دربارۀ خود خشنود می‌گشت؟ و گوینده را بر این کردار تحسین می‌نمود؟ آری، کلام آن مرد بزرگ که فرموده بود: «این رفتار خلاف شرع و حرام بوده است»، بسیار متین و متقن و به‌جا بوده است.
      در احادیث قدسی و غیره به طور وفور تأکید بر کتمان و اخفای سرّ و حفظ آبروی فرد گرچه شخص کافر و منحرف و خطا کاری بوده باشد، یافت می‌شود و حتّی در برخی از موارد خداوند شخص بزرگی را مورد عتاب قرار داده است و او را بر افشای گناه یکی از بندگان گنهکار خویش سرزنش نموده است.١
      و از اینجا ما درمی‌یابیم که تبدّل حالات و کشف پاره‌ای از مخفیّات و اِعمال اراده و خواست‌ها در بعضی از اشخاص، دلیل بر اسوه قرار دادن آنها نیست و باید استاد و الگو فردی باشد که بتواند اخلاق الهی را در وجود خویش ملکه گردانیده و آنها را به شاگرد منتقل نماید و در غیر این صورت هم او و هم شاگرد راه به خطا و انحراف خواهند رساند.٢ (معلّق)
      ١. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون لزوم کتمان سرّ رجوع شود به لب اللباب، ص ١٣١؛ رسالۀ سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ١٦٣؛ روح مجرّد، ص ٤٦٢ و ٥٨٥؛ آیین رستگاری، جلسۀ سوّم. (محقّق)
      ٢. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به صفحۀ ٩٥.
/ 185