اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

141
  •  ادلّۀ وارده در باب اجتهاد و تقلید همگی دلالت بر لزوم پیروی جاهل از عالم دارند، نه تنها در احکام، بلکه در اخلاقیّات و اعتقادیّات. چگونه می‌توانیم بگوییم که در مسائل طهارت و حیض و نفاس و خرید و فروش بدون مراجعۀ به عالم، عمل غلط است، ولی در لطیف‌ترین و دقیق‌ترین مسائل اخلاقی و منازل سلوکی که از هزاران هزار یکی از آن نرهند و شیطان و نفس أمّاره به تمام قوا خود را آماده برای تسلّط و منکوب کردن نموده‌اند، نیازی به استاد و راهنما نداریم؟ و هَل هٰذا إلّا أضحوکةٌ لِلمُغَفَّلِ؟!

  •  استاد و شیخ است که انسان را به توحید دعوت می‌کند و اوست که می‌تواند مکاشفات صوریّه را از مکاشفات عینیّه جدا کند. استاد است که می‌تواند راه خلوص و اخلاص را نشان دهد و به سالک بفهماند که این مشاهدۀ تو از نفس است یا بعد از عبور از نفس؛ و الاّ تا روز قیامت سالک در خاطرات نفسانیّه خود منغمر می‌ماند و چنین تصوّر می‌کند که به مقام توحید رسیده است. و چون می‌دانیم که تا وقتی که سالک به مرحلۀ فناء و بعد از آن به بقاء باللَه نرسیده است، نمی‌تواند بین مکاشفات صحیح و فاسد خود فرق گذارد و تشخیص دهد، و آثار نفس او پیوسته بر او طلوع می‌کنند و به صورت مکاشفه و مشاهده متصوّر می‌گردند، و همگی آنها صحیحش با سقیمش مخلوط است، ولی خود سالک همۀ آنها را صحیح می‌پندارد؛ زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند پندار خودش را تکذیب کند و غلط بشمارد. در اینجا فقط استاد زنده و راهنمای راه رفته است که انسان را دلالت می‌کند و مواضع صواب را از خطا جدا می‌کند و سالک را پیوسته در راه صواب سیر می‌دهد.1

  •  در اینجا جناب مؤلّف محترم در بیان این حقیقت کوتاه آمده‌اند، و طبق طریقه و مرام استادشان به لفظ توحید و اخلاص و اهل بیت عصمت و طهارت اکتفا نموده‌اند. آخر کدام مؤمن سالکی در لزوم توحید و اخلاص و پیروی از اهل بیت 

  •  

    1. رجوع شود به صفحه ٣٩.
/ 358