
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
145به ﴿ٱلَّذِينَ﴾ اظهر است. و روایات همگی طبق آیه آمدهاند و منافاتی با ظهور ندارند.
**ـ هیچ بهتر نیست.
***ـ و قد عرفتَ أنّ ظاهِرَها لَیسَ علی ما قال و ادَّعیٰ.
نظر آیة اللَه کوهستانی دربارۀ فلسفۀ یونان و وحدت وجود
پرواز روح، صفحه ١٨٣:
مرحوم آیة اللَه کوهستانی در چند سال اواخر عمر دو سه مرتبه به مشهد برای زیارت علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام میآمد. در یکی از این سالها در مشهد در جلسهای که جمعی از علما و رجال علم حضور داشتند، بحثی دربارۀ فلسفۀ یونان و وحدت وجود به میان آمد. معظمٌ له فوقالعاده ابراز تنفّر از مکتب تصوّف و وحدت وجود و موجود کرد. و به من میفرمود: «در صحیحۀ بزنطی از علیّ بن موسی الرضا علیه السّلام نقل شده که فرمود: ”از ما نیست کسی که نزد او نام متصوّفه برده شود و او به زبان و به قلب از آنها ابراز تنفّر و بیزاری نکند.“» و سپس دست روی شانۀ من گذاشت و فرمود: «امیدوارم تو مدافع مکتب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السّلام باشی و تا میتوانی با این مکاتیب ضدّ اسلام مبارزه کنی.»
پاسخ مرحوم علاّمه به نظر آیة اللَه کوهستانی دربارۀ فلسفه و وحدت وجود
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
در سفینة البحار در مادّۀ صوف روایاتی را در ذمّ تصوّف آورده است. از جمله همین روایت وارده از بزنطی و إسماعیل بن بزیع است.
البتّه فلسفۀ نهی شده همان فلسفهای است که با قرآن و مکتب اهل بیت مغایرت دارد. و مراد از تصوّف، گرایش به باطن از نزد خود و از پیش خود بدون پیروی از منهاج معصومان است. و برای صدق این دعوی شواهد بسیاری در این روایات وجود دارد.
و امّا فلسفۀ اسلامیّه و مکتب صدرالمتألهین و مَن تَبِعَه در تأسیس براهین قویّه نه تنها مخالف اسلام و اهل بیت نیست، بلکه مؤیّد و پشتوانه و مبرهن آن است؛ و خدای ناکرده نباید به خاطر نام فلسفه که در این روایات آمده به واسطۀ تشابه
