
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
147که اگر احیاناً هم بدون تظاهر و منیّت و استفاده از صیت و سمعۀ او قبری هم مهیّا شد، فبها المطلوب، وگرنه طواف که خود موضوعیّت دارد انجام گرفته و جنازه را به مقرّ خود رسانیدهاند.
این حقیر توفیق ادراک محضر آن مرحوم را نیافتم، ولی بسیاری از نیکان، او را مرد کریم و زندهدل و صاحب نفس زکیّهای میدانستند؛ رحمة اللَه علیه.
حضور مرحوم علاّمه در نماز جماعت حاج شیخ حبیباللَه گلپایگانی
پرواز روح، صفحه ١٨٦:
آنچه از مرحوم حجّة الإسلام آقای حاج شیخ حبیباللَه گلپایگانی دیدم و شنیدم ...
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
این حقیر با آن مرحوم همصحبت نشدهام، ولی در اواخر عمر که در بازار فرشفروشها در مسجد حوض چهلپایه نماز جماعت میخواندند، در تابستان سنۀ یک هزار و سیصد و هشتاد و سۀ هجریّۀ قمریّه که به مشهد مقدّس مشرّف شده بودیم و مسافرخانهای که در آن بودیم در سه راه مسجد شاه و نزدیک به آن مسجد بود، روزها را به جماعت آن مرحوم حاضر میشدیم و از فیض جماعت بهرهمند میشدیم؛ رحمة اللَه علیه.
شیخ محمّد کوفی صاحب تشرّفات عدیده به محضر امام زمان بوده است
پرواز روح، صفحه ١٨٨:
شیخ محمد کوفی ...
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
این حقیر چون در نجف اشرف مشرّف بودم و سالیانی برای تحصیل در آن مکان مقدّس معتکف بودم، لذا از اخیار و ابرار آن مرز و بوم داستانهای عدیدهای را دربارۀ آقا شیخ محمد کوفی و تشرّف او به محضر مبارک حضرت بقیّةاللَه ارواحنا فداه شنیده بودم، که بعضی از آنها بسیار مفصّل و جالب توجه بود؛ ولی هیچ گمان نداشتم که این حکایات از شخص زندهای است و او فعلاً حیات دارد و در کوفه
