
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
151بلکه احاطۀ عینیّه و خارجیه است و آنان حقیقت اسماء و صفات ذات مقدّس او هستند، و فرق فقط از ناحیۀ آیتیّت و مرآتیّت است.
***ـ کلام در اطلاق و تقیید نیست، بلکه هر چیزی که بتوان بر آن نام شیء را نهاد، او را خدا در امام مبین إحصاء کرده است.
وصل و لقای حضرت بقیّةاللَه عنوان مقدّمیّت دارد
پرواز روح، صفحه ٢١٧:
همۀ ما حتّی بعضی از علما را هم دیدهام که دائماً به فکر وصل و لقاء حضرت بقیّةاللَهاند ولی در بُعد جسمانی و بدنی آن حضرت؛ زیارت میخوانند، حاجت از آن حضرت میطلبند و معتقدند که او شنیده و حاجاتشان را داده، ولی باز هم میگویند: ما هنوز به خدمتش مشرف نشدهایم...
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
باید به فکر وصل و لقای خداوند متعال بود؛ زیرا آن اصل است و آیات قرآن ما را بدان مقام سوق میدهند. و وصل و لقای حضرت بقیّةاللَه عنوان مقدّمیّت دارد، نه ذیالمقدمه. چگونه میتوان گفت که: اصل وجود آن بزرگوار آینه و مرآت است؛ آنوقت غایت سیر، رسیدن به همین معنای حرفی و مرآتی است؟ این تناقض صریح است.
و علّت آنکه بسیاری در عشق امام زمان سوختهاند و به جایی هم نرسیدهاند آن است که وجود آن حضرت را استقلالی پنداشتهاند، فلذا نه به آن حضرت رسیدهاند، چون وجود استقلالی ندارد؛ و نه به خدا رسیدهاند، چون دنبالش نرفتهاند.
