
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
22شهوداً روابط این عالم طبیعت را با عالم صورت و مثال ولایت اعظم حضرت حجّة بن الحسن ارواحنا فداه روشن میسازد ـ جالب و حاوی سبکی بدیع میباشد.
آخر تا کی مردم، این جهان و عالم طبع و خیال را مرده پندارند، و برای آن روحی و جانی نبینند؟! روحی و جانی که همچون روح و جان ما بر جسم ما، بر تمام این جهان حاکم، و هر موجودی را در تحت حیطۀ عینیّه و علمیّۀ خود قرار داده است!
وقتی از نظر ادلّۀ فلسفیّه و از نظر منقولات محکمۀ شرعیّه ثابت شد که ولایت کلیّۀ الهیّه بر این عالم حکومت دارد، چرا آن را ننویسند و بازگو نکنند؟! و شهود و اثر را برای اطّلاع پژوهندگان حقیقت در دسترس آنها قرار ندهند؟! و بالأخره مردم با امامشان پیوند و رابطه پیدا نکنند؟! و در سرّاء و ضرّاء همانطور که برای ادارۀ امور بدن و عالم طبیعت خود، از افکار و اراده و نیروی علم خود نیرو میگیرند، از آن منبع علم و حیات و قدرت برای اداره امور جهان تشریع و سیر تکاملی امّتها به مراحل کمالی خود، نیرو نگیرند و استمداد ننمایند؟!
ضرورت ارتباط با ولایت که روح کلّی این عالم است، برای تکامل بشر
زیرا ما معتقدیم که ارتباط با ولایت که روح کلّی این عالم است،1 برای تکامل بشر از نان شب ضروریتر است؛ و روایت شریفۀ وارده از رسول اکرم صلّی اللَه علیه و آله و سلّم: «مَن ماتَ و لَم یَعرِفْ إمامَ زمانِه مات میتَةً جاهلیَّةً»2 از روایات مسلّمه و دارای اسناد عدیده از طریق شیعه و عامّه است.3
فَلِلّه تعالی دَرُّ مؤلِّفِهِ، و جَزاهُ عَن العِلمِ و العَمَلِ أحسَنَ الجَزاء، و شَکَّرَ سَعیَه و أجزَلَ ثَوابَه.
- معاد شناسی، ج ٤، ص ٢٦٣: «روح کلّی عالم امام است: از دست امام همه چیز برمیآید.»
- بحارالأنوار، ج ٥١، ص ١٦٠. ترجمه از امام شناسی، ج ٢، ص ١٥١:
«کسی که بمیرد و امام زمان خود را نشناخته باشد، به مردن مردم جاهلی از دنیا رفته است.» - جهت اطّلاع بیشتر پیرامون مسانید و دلالت این حدیث شریف رجوع شود به امام شناسی، ج ٣، درس ٣١ و ٣٢، ص ١٣ الی ٣٩. (محقّق)
