اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

28
  • نیاز به استاد و مربّی و رهبر و راهنمای خبیر و بصیر و زنده پیدا شد؟!

  •  نه، چنین نیست! بلکه حقّ مسأله این است که: ما به واسطۀ عدم اعتنا به مسائل اخلاق و تطهیر نفس و تزکیه سِرّ، برای آنکه یک‌باره شانه خالی کنیم، همه را یک‌سره انکار کردیم؛ و از نظر آنکه ظاهراً نمی‌توانستیم انکار کنیم و برهان علمیّه و شرعیّه و عقلیّه بر علیه ما قائم می‌شد، لذا لفظاً قبول نموده و معنا را رها کردیم، و آن را به خدا و رسول و امام سپردیم، و خود از زیر بار تحمّل مشاقِّ مجاهده یک‌باره بیرون جستیم.1

  •  

    1. نفس آدمی از جهت تعلّق به عقل ناطقه از یک طرف، و از جهت تعلّق به مادیّات و تلذّذ از شهوات و لذّات نفسانیّه، در دو قطب متخالف و دو نیروی کِشنده و دو هدف متفاوت قرار دارد و به واسطه این دو جنبه است که دو حیثیّت انسانی و حیوانی را برای او حیازت نموده است.
      ادراک مصالح و مفاسد واقعیّه و اتّصال به عقل فعّال و معرفت حقایق کلّیۀ عالم وجود، او را به رتبه و منزلت انسانی که ملزوم مقام خلافت الهیّه است می‌رساند، و او را در زمرۀ ملائکۀ مقرّب که حیثیّت وجودی آنها فعلیّت محضه است، بلکه برتر از مرتبت آنان قرار می‌دهد، و به مصداق آیۀ شریفه: ﴿يَـٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ *ٱرۡجِعِيٓ إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةٗ مَّرۡضِيَّةٗ*فَٱدۡخُلِي فِي عِبَٰدِي﴾.*به حقیقت عبودیت تامّه متحقّق می‌گردد.
      امّا از طرف دیگر تعلّق او به مادّیات و التذاذ از هواهای نفسانیّۀ تخیّلیّه و توهّمیّه، او را به مرتبت حیوانی و پست منازل وجود می‌کشاند؛ و هدف و غایت از روزگار خویش را انغمار در شهوات و کثرات و اشتغال به امور اعتباریه و شیطانیّه و لهو و لعب و عبث قرار می‌دهد؛ چنانچه در آیه شریفه می‌فرماید:
      ﴿ٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَا لَعِبٞ وَلَهۡوٞ وَزِينَةٞ وَتَفَاخُرُۢ بَيۡنَكُمۡ وَتَكَاثُرٞ فِي ٱلۡأَمۡوَٰلِ وَٱلۡأَوۡلَٰدِ كَمَثَلِ غَيۡثٍ أَعۡجَبَ ٱلۡكُفَّارَ نَبَاتُهُۥ ثُمَّ يَهِيجُ فَتَرَىٰهُ مُصۡفَرّٗا ثُمَّ يَكُونُ حُطَٰمٗا وَفِي ٱلۡأٓخِرَةِ عَذَابٞ شَدِيدٞ وَمَغۡفِرَةٞ مِّنَ ٱللَهِ وَرِضۡوَٰنٞ وَمَا ٱلۡحَيَوٰةُ ٱلدُّنۡيَآ إِلَّا مَتَٰعُ ٱلۡغُرُورِ﴾؛**
      «بدانید که زندگانی دنیا به ترتیب زمان، به بازی و بیهوده‌گری و خودنمایی و فخرفروشی و زیاده‌طلبی در اموال و اولاد سپری می‌شود، مانند بارانی که بر زمین کشتزار می‌بارد و گیاهان را از دل خاک بیرون می‌آورد و کشاورزان را به شگفتی و انبساطِ طراوت و شادابی خود وامی‌دارد. سپس باد خزان بر آنها می‌وزد و رنگ و طراوت آنان به زردی و افول می‌گراید و در نتیجه همه به روی زمین می‌ریزند و اثری از آن طراوت و شادابی باقی نمی‌ماند؛ و این چنین است که در سرای آخرت هر کسی به سزای اعمال دنیوی خود خواهد رسید، چه مشمول عذاب جحیم و چه مورد رحمت و مغفرت پروردگار [ادامه در صفحه بعد]
/ 613