اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

31
  • ...1

  • بیانی صریح در آفات اهل علم (ت)

  •  

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] از یک طرف در کتب و رسائل خود قرائت نماز شب و بیداری قبل الفجر و بین الطّلوعین را از مؤکّدات مستحبّه در شرع به حساب می‌آورند، ولی خود با تشکیل مجالس شب‌زنده‌داری و پرداختن به سخنان بیهوده تا پاسی از شب به نوشیدن چای و قهوه و غیره عمر خویش می‌گذرانند، و نه تنها موفّق به اقامه صلاة اللیل نمی‌شوند، بلکه نماز صبح آنان نیز با کسالت و سستی انجام می‌گیرد و در پاسخ می‌گویند:
      پرداختن به مسائل مسلمین و حوادث اجتماعی از این امور مستحبّه لازم‌تر و ضروری‌تر است!
      عجبا و وا أسفا! گذران شب به لهو و لعب و خنده‌های مستانه و غیبت دیگران از مسائل ضروری است، ولی اقامه نماز شب و راز و نیاز با خدای متعال که شیوه و روش اولیای الهی و اهل معرفت است، از امور بسیطه و غیر قابل توجّه است؟!
      و چون نمی‌خواهند خود را از این منجلاب خارج سازند و زمام خود را در ید قدرت و اشراف استاد خبیر و کامل بصیر قرار دهند و به زندگی حیوانی و دنیوی خویش پایان ببخشند، نفس امّاره در مقام معارضه بر‌می‌آید و بر قوّۀ عاقله غلبه می‌کند و آن را سرکوب و منکوب نموده، از دایره تصمیم و اراده خارج می‌سازد و به توجیه اعمال و کردار ناشایست خویش می‌پردازد و این امور را از عهده بشر خارج می‌نماید و پرداختن به این مسائل را موجب اتلاف وقت می‌شمرد و گذران عمر را در این مسائل بیهوده و عبث می‌انگارد و دیگران را از پیروی این منهج و منهاج بر حذر می‌دارد.
      مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمودند:
      زمانی که ما در نجف اشرف به تحصیل معارف اهل بیت علیهم السّلام اشتغال داشتیم طبعاً روش و منش ما با آنچه در آنجا ساری و جاری بود، متفاوت بود. از نظر درس و بحث و مطالعه، همۀ فضلا معترف به تفوّق و برتری ما در دروس و مباحثات بودند و از این جهت هیچ‌کس نمی‌توانست ایرادی بر ما وارد نماید؛ و از جهت بحث و قدرت استدلال کسی جرئت سخن گفتن و تعییر و نقد مطالب عرفانی را در حضور ما نداشت، زیرا با دو جمله چنان او را مُفحم و منکوب می‌کردیم که دیگر سر بلند نکند.
      در مجالس روضه و مناسبات آقایان به هیچ‌وجه شرکت نمی‌کردیم، زیرا تمامی آنها را در چارچوب و فضای همین اعتبارات و دواعی دنیویّه و نفسانیّه می‌دانستیم و لذا شرکت نمی‌کردیم.
      شب‌های پنج‌شنبه برای بیتوته و ارتباط با ولیّ عالم امکان، حضرت بقیّة‌الله ارواحنا فداه به مسجد سهله می‌رفتیم، زیرا در شب‌های دیگر با تحصیل و مطالعه و تقریر مباحث ما تعارض داشت، و ما آن‌چنان نسبت به بحث و درس‌های خود ضنین بودیم [ادامه در صفحه بعد]
/