اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

45
  • ...1

  • جملات توحیدی و مفاهیم عرفانی قابل فهم و در سعۀ ظرفیّت همه نیست (ت)

  • نقد کلام برخی از اعاظم شریعت در عدم نیاز به علوم الهیّه و عرفان (ت)

  •  

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] استنباط احکام از آنها قبول ندارند و ادراک این‌گونه احادیث را منحصر در فهم و بصیرت مجتهد خبیر و متضلّع می‌دانند، و اجتهاد در مسائل جزئیه را بر عوام حرام دانسته و رجوع مردم عادی را به مرجع و مقلَّد واجب و لازم پنداشته‌اند؛ امّا در پیچیده‌ترین مفاهیم و جملات توحیدی و عرفانی که جز با تحصیل علوم فلسفی و عقلی و اکتساب بصیرت باطن با ریاضات و مراقبه‌های شرعیّه امکان انکشاف ندارد، این‌گونه به گزاف و عبث سخن می‌رانند و آنها را قابل فهم و در سعۀ ظرفیّت همه به طور یکسان می‌شمرند؟ مگر نشنیده‌اند کلام معصوم علیه السّلام را که فرمود:
      نَحنُ مَعاشِر الأنبیاء أُمرنا أن نُکَلِّمَ النّاسَ عَلی قَدرِ عُقولِهِم؛١ «ما جماعت پیامبران وظیفه داریم که با هر فرد به اندازه سعۀ وجودی و استعداد تحمّل مطالب و معانی گوناگون سخن بگوییم، نه بیشتر.»
      و مگر در کتب نخوانده‌اند توصیه امام محمّد باقر علیه السّلام به جابر بن یزید جعفی را که:
      کلمه‌ای از آنچه به تو می‌گوییم حقّ نداری به غیر اهلش مطرح نمایی.٢
      و مگر نشنیده‌اند فرمودۀ رسول خدا را که فرمود:
      اگر اباذر بداند چه در قلب سلمان می‌گذرد، یا او را از بین می‌برد یا اینکه او را تکفیر می‌نماید.٣
      و همین‌طور اخبار و شرح حال اصحاب ائمّه علیهم السّلام که هر کدام بر حسب رتبه و شأن خود سر ‌و ‌سرّی با امام علیه السّلام داشتند، و مطالب را به مقدار و میزان ادراک و بصیرت خود دریافت می‌نمودند.
      طُرفه اینکه برخی از اعاظم شریعت در مقام توجیه عدم نیاز به علوم الهیّۀ حکمت و عرفان گفته‌اند:
      علت اینکه ما می‌گوییم نیازی به تدریس فلسفه و عرفان نیست، بلکه صرفاً باید به فقه و اصول پرداخت، این است که عبد و بنده در مقام عبودیّت باید صرفاً به تکلیف و اراده مولا بپردازد، و او را با خصوصیّات و کیفیّات او چه کار، که وجود او به چه نحو است و ارتباط او با مخلوقاتش به چه کیفیّتی است و نحوۀ خلقت و استمرار حیات چگونه است؟ بنده باید بندگی‌اش را بکند و خدا هم اجر و پاداش او را در آن دنیا عطا کند؛ فلهذا پرداختن به این امور اتلاف وقت تلقّی خواهد شد!
      و این حقیر از بعضی از معروفین اهل فضل نیز در مقام تأیید، این کلام لغو و عبث را استماع نمودم، و بر این عقیدۀ فاسد و تفکّر منحطّ بسی تأسّف خوردم، خصوصاً اینکه امثال این انحرافات از جایگاهی مثل بطن حوزه‌های علمیّه و مروّجین مکتب فقه آل محمّد بر‌می‌خیزد و به دنیا اعلام می‌گردد. جای بسی تأسّف است که هنوز ما ندانیم میزان تقرّب انسان به ذات باری و تقبّل عبادت مکلّف‌ نزد پروردگار به میزان شعور و سعۀ اطّلاع او و احاطۀ بر خصوصیّات اسماء و صفات الهی برمی‌گردد. [ادامه در صفحه بعد]
/