اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

61
  • نهایت سیر عرفانی و کمالی انسان به سوی ولیّ اعظم است که حجاب اقرب و واسطۀ فیض است.

  •  و روی همین اصل است که با فلسفه و عرفان که راه‌گشای توحید است، سخت مخالفند.

  •  آنان می‌گویند:

  • ذات اقدس حقّ از هر اسم و رسمی بَری، و از هر صفتی مبرّی است؛ و بنابراین اسماء و صفات حقّ عین ذات او نیستند و در مرحلۀ پایین‌تر قرار دارند، و بالنّتیجه ذات حقّ فاقد هر صفت و اسمی است.

  • حضرت امام زمان اسم خداست و در رتبۀ پایین‌تر از ذات است؛ و چون سیر به سوی ذات ـ که خارج از هر اسم و رسمی است، و ازلی و ابدی است، و ما لا نَهایة له می‌باشد ـ محال است؛ لذا غایت سیر انسان به سوی اسم اعظم حقّ است که همان ولیّ اعظم است که فاصله و واسطه بین خدا و خلق است.

  • اشکالات وارده بر عقیدۀ شیخیّه

  •  اشکالات وارده بر این نوع عقیده بسیار است:

  •  اوّل آنکه: اگر صفات و اسماء حقّ را از او جدا بدانیم، و ذات را بدون هیچ‌گونه اسم و رسمی بشناسیم، مرجع این گفتار به آن است که ذات حضرت حقّ فاقد حیات و علم و قدرت است؛ بنابراین یک ذات خشک و مرده و جاهل است، و تعالی اللَه عن ذلک!1

  •  دوّم آنکه: آیات قرآن و روایات جمیعاً ما را دعوت به ذات حق می‌کنند، در سیر و در معرفت؛ و نهایت سیر و وصول و عرفان را عرفان و وصول به ذات حقّ می‌دانند، نه وصول و عرفان به ولیّ اعظم او.

  •  سوّم آنکه: چرا خود امام و ولیّ اعظم، امکان عرفان و وصول به ذات اقدس حقّ را دارد و سایر افراد بشر ندارند؟! اگر برای او ممکن است برای همه ممکن، و اگر برای غیر او محال است، چگونه برای او ممکن شد؟!2

  •  

    1. جهت اطّلاع بیشتر رجوع شود به روح مجرّد، ص ٤٢٧؛ حریم قدس، ص ٨٨.
    2. جهت اطّلاع بیشتر پیرامون امکان وصول سایر افراد به ذات اقدس حق رجوع شود به الله شناسی، ج ١، ص ٢٣٧؛ ج ٢، ص ٣ الی ١٨٠؛ امام شناسی، ج ٥، ص ١٧٨ و ١٩٠؛ معاد شناسی، ج ١٠، ص ٣٨؛ نور ملکوت قرآن، ج ١، ص ٢٩٧؛ لب اللباب، ص ٣٨؛ تفسیر آیۀ نور، ص ١٠١. (محقّق)
/ 274