
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان میپردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار دادهاند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر میکنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام میدانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده است.
سر الفتوح ناظر بر پرواز روح
75بسم اللَه الرّحمن الرّحیم
استدلالی بسیار لطیف بر وجود ایمان
پرواز روح، صفحه ٧:
... ولی چیزی که بیش از همۀ اینها مرا رنج میداد این بود که گاهی در دل، تمام مقدّسات را منکر میشدم، ایمان مستقرّی نداشتم، گاهی قلبم آرام میگرفت و گاهی آنچنان طوفانی از شکّ و تردید در دلم به وجود میآمد که هستیام را به باد میداد؛ نمیدانستم چه باید بکنم.
روزی به خدمت عالم جلیل، زاهد، متّقی، مرحوم حاج شیخ حبیباللَه گلپایگانی رفتم. از ایشان علاج مرض روحی خود را خواستم، فرمودند:
«تو در این سن نباید ناراحت شوی، هنوز وقت زیاد است. ایمانت به زودی مستقرّ خواهد شد، تو راحت میشوی. این ناراحتی در اثر داشتن ایمان است؛ ولی چون مستقرّ نیست، وقتی میرود جایش را خالی میگذارد، تو را ناراحت میکند. اگر ایمان به کلّی در دلت وجود نمیداشت، طبعاً نبودش احساس نمیشد، بلکه به آن خو گرفته بودی و ناراحت نبودی.»
مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:
این استدلال بسیار لطیف است.
حواله دادن امام رضا علیه السّلام مؤلّف پرواز روح را به مرحوم حاج ملاّ آقاجان
پرواز روح، صفحه ١٠:
هر روز خوابی میدیدم. یک روز دیدم در حرم مطهّر نشستهام و پیرمردی در مقابل علیّ بن موسی الرّضا علیه السّلام ـ که دستها را از آستین عبا کشیده و قیافۀ جذّابی دارد ـ ایستاده و من تا آن روز او را ندیده بودم؛ حضرت به
