اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

87
  • ...1

  •  

    1. [ادامه تعلیقه صفحه قبل] بنده به ایشان عرض کردم: «اگر راست می‌گویید چرا برای خود شما حاصل نشده است؟! وانگهی مگر ما از درس و بحث خود زده‌ایم که این چنین ما را مورد خطاب و تنبّه قرار می‌دهید؟! شما که خود می‌دانید من مبرّزترین و شاخص‌ترین طلبۀ بحث و درس شما هستم. کجا شما از من سستی و تهاون در بحث مشاهده کرده‌اید؟! و اگر آماده باشید بنده حاضرم در هر بحث فقهی و یا اصولی با شما مباحثه کنم و آنگاه خواهید دید که شما بر من غالب می‌شوید یا من بر شما.
      این چه حرفی است که می‌زنید: ”این مطالب به خودی خود برای انسان حاصل می‌شود.“»
      این حقیر که به توفیق الهی و امداد اجداد معصومین علیهم السّلام ده‌ها سال در حوزه‌های علمیّه به بحث و تدریس دروس فلسفه و فقه و اصول اشتغال داشته‌ام، از سویدای دل و عمیق قلب و ضمیر، اعتراف به نقص و خلأ نفسانی و فقدان ادراک و شعور مائز مصلحت و مفسدۀ خویش می‌نمایم، و پیوسته در طلب استاد خبیر و بصیرِ به راه و واصل به معارج و مدارج تجرّد و توحید می‌باشم، و از خداوند متعال توفیق دستگیری و ارشاد توسّط عارف کامل و سالک واصل را خواهانم، و اگر بدین منزل روزنه‌ای بیابم، امروز خود را به فردا وانمی‌گذارم.
      این بنده در طول مصاحبت با استاد کامل و ولیّ مطلق الهی، حضرت علاّمه والد ـ روحی له الفداء ـ بارها و بارها به رأی‌العین مشاهده و تجربه می‌نمودم که مسائل و مطالبی را به حقیر گوشزد می‌نمودند که اگر خود بنده می‌خواستم به حاقّ و عمق آنها برسم، تا روز قیامت برایم میسّر و حاصل نمی‌گردید، و همچون پا در گل فرو رفته از رفتن باز می‌ماندم و تا عمر و حیات باقی بود به دور خود چرخ می‌زدم و پیوسته در ظلمت جهل و استمرار بهت و حیرت و گیجی و منگی روزگار می‌سپردم.
      حال از مدّعیان معرفت امام و داعیان ادراک محضرش سؤال می‌کنم: کدام مجتهد و صاحب رساله را سراغ دارید که بتواند از این‌گونه مشکلات، راه حلّی بیابد و برای این نوع از خطرات چاره‌ای بیندیشد و از کلاف سر در گم خاطرات و خطورات و تخیّلات و توهّمات گره‌ای باز کند؟ آنچه که ما مشاهده می‌کنیم خلاف این را می‌نمایاند!
      اینک با بیان این نکته همچون روز روشن واضح و آشکار شد که هیچ راه و طریقی به جز طریق و مسیر عرفان و سیر و سلوک الی الله با عنایت و اشراف استاد کامل و ولیّ واصل برای معرفت امام علیه السّلام و ورود به حریم ولایت حضرات معصومین و وفود به عتبۀ مقدّسۀ انوار طاهره وجود ندارد؛ چنانچه مرحوم علاّمۀ طباطبایی به این نکته تصریح داشته‌اند و مرحوم علاّمۀ طهرانی در کتاب شریف مهر تابان نقل فرموده‌اند.
      آری، ﴿لِمِثۡلِ هَٰذَا فَلۡيَعۡمَلِ ٱلۡعَٰمِلُونَ﴾،٣ ﴿إِنَّ ٱللَهَ مَعَ ٱلَّذِينَ ٱتَّقَواْ وَّٱلَّذِينَ هُم مُّحۡسِنُونَ﴾  (معلّق)
      ١. الکافی، ج ٨، ص ٧٩.
      ٢. مصادر این روایت شریف در کتاب رساله سیر و سلوک منسوب به بحرالعلوم، ص ٨٢، تعلیقه، این‌گونه آمده است:
      «در کافی، ج ٢، اصول، ص ١٨ از فُضَیل از أبی‌حمزه؛ و در محاسن برقی، ج ١، حدیث رقم ٤٢٩ در ص ٢٨٦ از ابن محبوب از أبی‌حمزه از حضرت أبی‌جعفر علیه السّلام روایت کرده‌اند که قال:
      بُنِیَ الإسلامُ عَلَی خَمسٍ: عَلَی الصَّلاةِ و الزَّکاةِ و الصَّومِ و الحَجَّ و الوِلایَةِ، و ما نودِیَ بِشَی‌ءٍ [و لَم یُنادَ بِشَی‌ءٍ] کَما نودِیَ بِالوَلایَةِ.
      و نیز در کافی در ص ١٨ و ١٩ و ٢١؛ و در محاسن، ص ٢٨٦ چندین روایت دیگر به همین مضمون با سلسله روات دیگر از حضرت ابی‌عبدالله و حضرت أبی‌جعفر علیهما السّلام نقل می‌کند.»
      ٣. سوره الصّافّات (٣٧) آیه ٦١.
      ٤. سوره النّحل (١٦) آیه ١٢٨.
/