اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

52٬819

سر الفتوح اثر علامه طهرانی قدّس سرّه که با بیانی شیوا، به تبیین مبانیِ مکتب توحید و عرفان می‌پردازد. این کتاب در حقیقت نقدِ کتاب «پرواز روح» اثر سید حسن ابطحی است. در فصل اول به نقدِ محورهای کتابِ «پرواز روح» پرداخته، و در فصل دوم در ضمن تعلیقاتی، جای جای کتابِ مذکور را مورد تحلیل و بررسی قرار داده‌اند. اهم مطالب: • نقد و بررسی نظریه عدم نیاز به استاد کامل • اثبات فطری بودن و عقلانی بودنِ نیاز به استاد • اثبات نیاز به استاد با توجه به آیات و روایات. • بررسی و تحلیلِ «انکار علمِ حکمت و فلسفه» که انکار آن یعنی دستگاه عقل در وجود انسان، عاطل و باطل است. • اثبات اینکه حجیّت هر چیزی به عقل است حتی کتاب و سنت • ذکر آیات و روایاتی که دعوت به تعقل و تفکر می‌کنند. • نقد و بررسی نظر کسانی که نهایتِ سیرِ انسان را شناخت امام زمان علیه السلام می‌دانند از آنجا که برخی مباحث این کتاب نیاز به شرح و تفسیر بیشتر داشته است حضرت آیة الله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی قدس سره، اقدام به درج مقدمه و تعلیقاتی بس نفیس نمودند که بر غنای مطالب افزوده‌‌ است.

سرای جاوید

سر الفتوح ناظر بر پرواز روح

92
  • احوال‌پرسی از من اکتفا کرد [و] با یکی از علماء معروف مشهد که قبل از ما در اطاق نشسته بود، گرم صحبت شد.

  • حاج ملاّ آقاجان سرش را بلند کرد و گفت: «مثل اینکه شما دربارۀ فلان حدیث که در علائم ظهور وارد شده تردید دارید و حال آنکه معنی حدیث این است و شرح آن این چنین است.» و مفصّل مطالب را برای آن عالم شرح داد.

  •  مرحوم علاّمه طهرانی، قدّس اللَه نفسه الزّکیّه:

  •  خود جناب مؤلّف محترم برای حقیر نقل کردند که:

  •  «صاحب آن حجره که مرحوم حاج ملاّ آقاجان برای دیدار و رفع اشتباه او رفته بود، جناب مستطاب شریعتمدار ثقة المحدّثین، آقای حاج سیّد محمّد حسن میرجهانی اصفهانی جرقویه‌ای بوده‌اند، که در آن زمان به لباس سیادت ملبّس نبوده‌اند، ولیکن چون سیادت ایشان محرز و ثابت بود، با شواهد و ادلّۀ متینی که اقامه نمودند، به دست حضرت آیة اللَه العظمی مرحوم بروجردی ـ رحمة اللَه علیه ـ ملبّس به لباس سیادت شدند.»

  •  این حقیر جناب محترم ایشان را می‌شناسم و سوابق آشنایی و مودّت برقرار است. مرد راست و صادق و بزرگواری است؛ طوّل اللَه عمره و ادام ایّام برکاته.1

  • دعوت مرحوم میرجهانی از علاّمه طهرانی جهت اعطای علوم غریبه به ایشان و پاسخ حضرت علاّمه (ت)

  •  

  •  

    1. ایشان از فضلا و مبلّغین معروف در طهران بودند و با والد معظّم ـ رضوان الله علیه ـ مراوده داشتند. شب‌های جمعه در مسجد قائم طهران منبر می‌رفتند و اغلب سخنانشان بر محوریّت ولایت قرار داشت. ایشان در برخی از علوم غریبه فی‌الجمله اطّلاعی به‌هم رسانده و به کیمیا دسترسی پیدا کرده بودند.
      مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ می‌فرمودند:
      روزی ایشان ما را به خانۀ خود دعوت کرد و تقاضا نمود که تنها خدمت ایشان برسم. پس از حضور، ایشان گفتند: «مدّتی است که من به کیمیا رسیده و تجربه نیز نموده‌ام و از طرفی می‌ترسم که فرزندانم به واسطۀ عدم بصیرت و تجربه به هلاکت و مخاطره بیفتند؛ چنانچه این مسأله کم‌کم دارد متحقّق می‌شود و بعضی‌ها نیز مطّلع شده‌اند و هرچه فکر می‌کنم که شخصی را در این دنیا بیابم و این ثمرۀ عمر و حیاتم را به او بسپارم، کسی جز شما را نیافتم که بتواند به نحو احسن از این اکسیر استفاده نماید؛ فلذا شما را به اینجا دعوت کردم تا آن را به شما بسپارم و خیال خود را آسوده گردانم، و در ضمن خطری را که از جانب دولت متوجّه فرزندانم می‌باشد دفع کنم.»
      مرحوم والد ـ رضوان الله علیه ـ فرمودند:
      من به ایشان گفتم: «آقای میرجهانی، ما یک شکم بیشتر نداریم‌ و آن را با نان و پنیر و سبزی هم می‌توانیم سیر کنیم، و نیازی به اکسیر و کیمیای شما نداریم! و شما هم اگر می‌خواهید دفع شرّ و تعرّض حکومت را نسبت به فرزند خود بکنید، حتماً باید آن را از بین ببرید و دیگر به فکر این گونه از امور بر نیایید.»
      ایشان همان‌طور که گفته شد در پاره‌ای از علوم تا حدودی دست داشت و مسائلی را در آینده پیش‌بینی می‌کرد؛ از جمله توقیت ظهور حضرت ولیّ ‌عصر ارواحنا فداه که چند بار از ایشان شنیده شد، و تمامی آنها خلاف از آب درآمد! و این بنده نظیر این مطلب را از افراد دیگری که مدّعی اطّلاع و دسترسی به عوالم غیب بوده‌اند، شنیده‌ و خود به فساد و خلاف سخن آنان به رأی‌العین پی برده‌ام.
      روش و ممشای اولیای الهی و خصوصاً مرحوم والد ـ قدّس الله سرّه ـ درست مخالف و در تضادّ با این روش بوده است و سخنی از آنان در زمینۀ ظهور شنیده نشده است. روش آنان روش تهذیب و تربیت و مراقبه و سلوک الی الله بوده است، و مردم را با این وعده‌های شیرین و جملات عوام‌پسند سرگرم نمی‌نموده‌اند، رضوان الله علیهم أجمعین. (معلّق)
/