کتاب نفیس «مبانی تشیع» متن پیادهشدۀ هشت سخنرانی از حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه پیرامون موضوعات اصیل اعتقادی همچون «توحید و ولایت»، «جبر و اختیار»، «خیر و شرّ»، «فقر و عبودیّت»، «واسطۀ فیض» و «عدالت صحابه» میباشد، که با بیانی شیوا به تبیین مبانی اصیل تشیّع، بر اساس آموزههای توحیدی و عرفانیِ پرداخته و برای اهل معرفت و سالکان طریق حق جهت وصول به حقیقت، راهگشا و راهنماست. اهم مطالب مندرج در این اثر: • تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز • پیداش عنوان «بدی» و «شرّ» نسبی و در مقام مقایسه • معنای عبارت «لا تکرارَ فی التجلّی» • علت اینکه انبیاء و اولیاء خود را در پایینترین درجات میبینند • تحلیلی لطیف از مجبور یا مختار بودن انسان • عدم تنافی خواست خدا با اختیار و ارادۀ انسان • نسبت عمل انسان و مکافات عمل در دیدگاه اهل توحید • منطق جبر، راهی برای فرار از پذیرش مسئولیّت اعمال خویش • رفع شبهه از تندخو بودن حضرت یونس علیهالسلام • اختلاف درجات انبیاء در قرآنکریم • عدم دلالت بروزات خارجی اولیاء بر افضلیّت ایشان • نقدی بر وهابیت و نسبت شرک به تشیع • ولایت عبارتاست از توحید عملی • مکتب ولایت، مکتب تربیت • حقیقت فقر و عبودیت انسان • تنها راه نجات انسان اعتراف به الوهیت پروردگار و بیچارگی خود • فقر محض بودن پیغمبر در مقابل پروردگار • غلطبودن بیتفاوتی در مقابل حق و احتیاطکاری بیجا • اهلبیت علیهمالسلام راه اتصال بشریّت به پروردگار • نقد و بررسی قول اهلسنّت در عدالت مطلق صحابه
مبانی تشیّع
112چرا یک سلّول نمیتواند خلق بکند؟! میتواند؟!
پس چه کسی دارد کار میکند آقا جان؟! چه کسی دارد کار میکند؟! ما خوابیم، چه کسی قلب ما را دارد مانند این ساعتهای دقیق به ضربان در میآورد؟! خون را میدهد به تمام اعضاء و جوارح، مغز را زنده نگه میدارد تمام دستگاهها همه وظایف خودشان را انجام میدهند؟! ما نه، هر فردی اینطور است؛ هر فردی نه، هر حیوانی اینطور است؛ هر حیوانی نه، هر جمادی؛ آن درخت هم ـ به جان عزیز خودتان ـ خودش چنین قدرت و شعوری ندارد که از لای پنجهاش گلابی و سیب و خربزه و هندوانه بیاورد بیرون، ندارد، نمیفهمد، و آن درخت خودش شب میخواهد استراحت کند. در این زمستان که برگهای درخت میریزد، این درختها که نمیمیرند، تازه اینها مشغول بارگیری هستند برای زمان بهار، خودشان را دارند آماده میکنند. آدم در برف و سرما حرکت میکند کُندههای درخت را میبیند بیبرگ، واقعاً اگر ما ندیده بودیم که اینها یکوقتی برگ درمیآورد، مثلاً خدا ما را به این سنّ در زمستان یکمرتبه ایجاد کرده بود و نگاه میکردیم، باور میکردیم که این درختها دومرتبه زنده بشود، سبز بشود؟! ابداً!
احاطۀ پروردگار بر تمام موجودات در تمام مراتب زمین و آسمان
یک تنۀ درخت در بیابان، اوّل بهار که میشود ببینید چه خبر میکند! این خودش این کار را کرده است؟ نه! این ناموسی که در ما هست، آن ربطی که خدا به ما داده، ما را در خواب که جاهل هستیم و او عالم، و عاجز هستیم و او قادر، و بیاختیار هستیم و او مختار، و مرده هستیم ـ خواب یک قسم مرگ است دیگر ـ، و هیچ هستیم و او همه چیز، این قِسم بر ما سیطره و احاطه دارد، [فقط] بر ما ندارد، بر هر موجودی از موجودات. شما برو در آن کهکشان آنجا خدا هست، برو زیر زمین میبینی خدا هست، هفت طبقه زمین را بشکاف میبینی آنجا خدا هست، برو مشرق عالم خدا است، مغرب عالم خدا است، در فضا خداست؛ عجیب خدایی است!1 این
- سوره بقره (٢) آیه ١١٥: ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُ فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَهِ إِنَّ ٱللَهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ﴾.
رساله نکاحیّه، ص ٣٣٦: «و اختصاص به خدا دارد مشرق و مغرب عالم. بنابراین شما از هر جهت روی خودتان را متوجّه سازید، آنجا وجه خداست. تحقیقاً خداوند وجودش گسترده و وسیع، و دارای علم بسیار است.»
- سوره بقره (٢) آیه ١١٥: ﴿وَلِلَّهِ ٱلۡمَشۡرِقُ وَٱلۡمَغۡرِبُ فَأَيۡنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجۡهُ ٱللَهِ إِنَّ ٱللَهَ وَٰسِعٌ عَلِيمٞ﴾.

