کتاب نفیس «مبانی تشیع» متن پیادهشدۀ هشت سخنرانی از حضرت علامه آیتاللَه حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّساللَهسرّه پیرامون موضوعات اصیل اعتقادی همچون «توحید و ولایت»، «جبر و اختیار»، «خیر و شرّ»، «فقر و عبودیّت»، «واسطۀ فیض» و «عدالت صحابه» میباشد، که با بیانی شیوا به تبیین مبانی اصیل تشیّع، بر اساس آموزههای توحیدی و عرفانیِ پرداخته و برای اهل معرفت و سالکان طریق حق جهت وصول به حقیقت، راهگشا و راهنماست. اهم مطالب مندرج در این اثر: • تصحیح دید انسان، باعث خیر محض دیدن همه چیز • پیداش عنوان «بدی» و «شرّ» نسبی و در مقام مقایسه • معنای عبارت «لا تکرارَ فی التجلّی» • علت اینکه انبیاء و اولیاء خود را در پایینترین درجات میبینند • تحلیلی لطیف از مجبور یا مختار بودن انسان • عدم تنافی خواست خدا با اختیار و ارادۀ انسان • نسبت عمل انسان و مکافات عمل در دیدگاه اهل توحید • منطق جبر، راهی برای فرار از پذیرش مسئولیّت اعمال خویش • رفع شبهه از تندخو بودن حضرت یونس علیهالسلام • اختلاف درجات انبیاء در قرآنکریم • عدم دلالت بروزات خارجی اولیاء بر افضلیّت ایشان • نقدی بر وهابیت و نسبت شرک به تشیع • ولایت عبارتاست از توحید عملی • مکتب ولایت، مکتب تربیت • حقیقت فقر و عبودیت انسان • تنها راه نجات انسان اعتراف به الوهیت پروردگار و بیچارگی خود • فقر محض بودن پیغمبر در مقابل پروردگار • غلطبودن بیتفاوتی در مقابل حق و احتیاطکاری بیجا • اهلبیت علیهمالسلام راه اتصال بشریّت به پروردگار • نقد و بررسی قول اهلسنّت در عدالت مطلق صحابه
مبانی تشیّع
115میبینیم حرکت این چوب را؟! این چوب دارد میرود، دارد حرکت میکند، این چوب اگر هزار سال روی آن بگذرد آیا پوسیده میشود یا نمیشود؟ آناً که پوسیده نمیشود، در مدّت هزار سال میگذرد تا این پوسیده بشود. آن هزار سال را به هزار تا یک سال قسمت کنید، پس در هر یک سال یک درجه رو به پوسیدگی میرود؛ نهاینکه [آن] یک درجه یک سال صبر کند و آخرِ سال بپرد روی یک درجه پوسیدگی! در هر سالی هم این پوسیدگی به سیصد و پنجاه و چهار روز ـ سال قمری ـ قسمت میشود، پس در هر روز میپوسد. هر روزش را هم شما قسمت کنید به بیست و چهار ساعت، در هر ساعت میپوسد؛ در هر ساعت هم تکه تکه نمیپوسد بلکه بهتدریج دارد میپوسد. پس هر ساعت را قسمت کنید شما به شصت دقیقه، هر دقیقه را قسمت کنید به شصت ثانیه، هر ثانیه را به ثالثه و به رابعه و به خامسه، به آن درجات که یکپانزدههزارم ثانیه است قسمت بشود، و بروید جلو که دیگر عقلتان نرسد و قابل قسمت هم نباشد حتّی با حساب ریاضی هم نتوانید آن زمانهای کوچک را اندازه بگیرید، این چوب در آن زمانها زنده است و دارای حرکت، رو به مقصدش دارد میرود. حالا این حرکت را ما حسّ میکنیم؟! کجا ما حسّ میکنیم! ساعتی که در جیبمان است، این عقربۀ ثانیهشمارش را میبینیم دارد میگردد، امّا این عقربه به این بزرگی را نمیبینیم دارد میگردد؛ واقعاً میبینیم که این ساعت دارد میگردد؟! این ساعتشمار را ما میبینیم دارد میگردد یا نه؟ درحالتیکه مسلّم دارای حرکت است، به هرکدام از ما بگویند آقا این دارای حرکت است یا نه، میگوییم: بله! پس چرا نمیبینیم؟
خیلی چیزها را نمیبینیم. چیزهایی که میبینیم شما حساب کنید، آن چیزهایی که نمیبینیم [خیلی زیاد است]؛ ما افتادهایم در یک عالمْ ندیدن، در یک عالمْ نفهمیدن، در یک عالمْ ادراک نکردن، در یک عالمْ گوش ندادن، ما چه گوش میکنیم در مقابل صداهایی که در عالم وجود هست؟!
لزوم اعتراف انسان بر ضعف و عجز خود در مقابل پروردگار
پس حالا عزیز من، ما که از این علوم دنیا نمیتوانیم بهرهای پیدا کنیم،

