
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
114بعضی گفتهاند: خود مؤمن و کافر را میاندازند در اینها وزن میکنند. اشکال میشود: خُب بعضیها شاید چاقتر باشند و سنگینتر باشند، آنوقت اینجا نامۀ عمل باید خیلی سنگین شود! گفتهاند: نه! خود مؤمن و کافر را که میاندازند آنجا و وزن میکنند، امّا وزنی که از مؤمن در آنجا گرفته میشود غیر از سنگینیای است که اینجا دارد؛ آنجا وزن مؤمن و کافر به حساب آن عالم ملکوت است، کافر را در آنجا میآورند و سنگینیاش بهاندازۀ یک حبّه است، به این کوچکی است! و مؤمن واقعی که در دنیا مریض و لاغر بوده است، او را در آنجا میآورند و بهاندازهای بزرگ است که مثلاً به اندازۀ کوه ابوقبیس، اینقدر عظمت دارد! اینطور اینها را وزن میکنند.1
تفسیر معنای میزان توسّط آیات قرآن
و همچنین احتمالات دیگری هم در اینجا داده شده است؛ همۀ اینها احتمال از پیشِ خود است. از قِسمی که ما دیشب آیات را بیان کردیم، بهخوبی روشن شد که اصلاً میزان یعنی چه و چهقسم وزن میکنند. همۀ آن مطالب از آیات استفاده شد، یعنی آیات را برداشتیم و به همدیگر زدیم و آن نتیجه را گرفتیم؛ چون «إنَّ القُرآنَ یُفَسِّر بَعضُهُ بَعضًا2؛ خود قرآن بعضی از جملاتش، جملات دیگرش را تفسیر میکند.»3
یک آیه داریم ﴿وَنَضَعُ ٱلۡمَوَٰزِينَ ٱلۡقِسۡطَ﴾؛ «ما در آنجا موازین قسط را سرپا
- مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج ٤، ص ٦١٦؛ جوامع الجامع، ج ١، ص ٤٢٧.
- جهت اطلاع بیشتر بر این قاعدۀ مهمّ تفسیری رجوع شود به المیزان، ج ٣، ص ٣٦؛ ج ٥، ص ١٢٦؛ مشرق الشّمسین و اکسیر السّعادتین، شیخ بهائی، ص ٣٩٣.
- التوحید، شیخ صدوق، ص ٢٥٥:
«فقال علی بن أبیطالب علیه السّلام: ”إن کتاب الله لَیُصَدِّقُ بَعضُه بَعضًا و لا یُکَذِّبُ بَعضُه بَعضًا.“»
ترجمه: «همانا کتاب خداوند چنین است که جزئی از آن تصدیق می کند جزء دیگرش را، و هیچگاه بعضی از آن بعضی دیگر را تکذیب نمی نماید.» (محقّق)
