
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
173از اینجا ما یک نتیجه میگیریم و آن این است که: لفظ چراغ برای خصوص آن چراغ روغنی یا نفتی وضع نشده است، و الاّ وقتی چراغ برقی آمد باید برای او اسم دیگری بگذارند؛ میبینیم اسم دیگری نگذاشتهاند، بلکه همان لفظ اوّلی را به همان عنایتی که سابقاً استعمال میکردند، حالا هم استعمال میکنند. از اینجا یک نتیجه میگیریم، و آن این است که: لفظ چراغ برای خصوصیّت آن چراغ روغنی یا چراغ نفتی یا چراغ گازی یا چراغ برقی وضع نشده است؛ لفظ چراغ برای معنی عامّی وضع شده است، یعنی آن چیزی که نور میدهد و تاریکی را از بین میبرد و انسان بهواسطۀ آن، رفع نیاز خود در تاریکی میکند و میبیند. آن یک معنای عام است، خواه آن را در همان چراغ پیسوز سابق بریزند یا در چراغ نفتی و یا در چراغ کهربایی بریزند و پیاده کنند و استعمال کنند؛ در معنی کلّی و عام لفظ چراغ، تفاوتی نیست.
این مثال را برای لفظ چراغ زدم؛ تمام الفاظ بر همین سیاق است، لفظ انسان، لفظ حیوان، لفظ إمارت، لفظ نور، لفظ ظلمت، لفظ میزان، لفظ کتاب، همۀ الفاظ برای معانی عامّه هستند.1
میزان یعنی: وسیلۀ سنجش و ترازو
یکی از الفاظ، «میزان» است؛ میزان یعنی: آلت سنجش، ترازو. میزان معنیاش این است.
یکوقت ترازویی درست میکنند که دو کفّه دارد و اطراف آن را با زنجیر یا با ریسمانی میبستند و بالای این، شاهین را قرار میدادند؛ به آن میگویند: ترازو. کفّهها را پایین قرار دادند و شاهین، پایین قرار گرفت، باز میگویند: ترازو. قپان درست کردند که اصلاً یک کفّه بیشتر ندارد، باز به او میگویند: میزان، ترازو.
و همچنین اگر از این معنا یک قدری گسترش پیدا کنیم، میبینیم که ترازو و
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون این مطلب رجوع شود به الله شناسی، ج ١، ص ٤٧؛ معاد شناسی، ج ٨، ص ٤٦؛ انوار الملکوت، ج ٢، ص ١٣٣.
