
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
181نمیبیند. این را میگویند پاسدار قرآن، این را میگویند والی قرآن، این را میگویند ولیّ قرآن، این را میگویند حقیقت قرآن!
بسیاری از افراد ادّعا میکنند که ما قرآن میدانیم و عمل میکنیم، ولی وقتی نظیر این شرایط برای آنها پیدا میشود، عمل آنها با حقیقت آیات قرآن فرسنگها فاصله دارد؛ فرسنگها! ولی امیرالمؤمنین اینطور نیست.
و اینکه سفارش میکند: «یک ضربت به او بزن»، نه اینکه بخواهد شکستهنفسی کند، تصنّع کند، تعلیم و تربیت بدهد؛ نه، اصلاً واقعیّت است. امیرالمؤمنین این واقعیّت را میبیند که باید به ابنملجم یک ضربه زد و اگر عفو کند بهتر است، و اگر خودش هم از این زخم نجات پیدا کند میگوید: عفو میکنم؛ و عفو هم میکرد.
مگر سیّدالشّهدا علیه السّلام حرّ بن یزید ریاحی را عفو نکرد؛1 درحالتیکه تمام مصائبی که به سر سیّدالشّهدا آمد زیر سر حرّ بود؛ اگر وهلۀ اوّل جلوی آن حضرت را نگرفته بود حضرت به کربلا نمیآمد.2
این همان حقیقت ولایت است که در آن روز، میزان حق است. آنوقت، روز قیامت امیرالمؤمنین را میآورند و این گذشت و اغماض را طبق این حقیقت آیۀ قرآن که ﴿وَأَنزَلۡنَا مَعَهُمُ ٱلۡكِتَٰبَ وَٱلۡمِيزَانَ﴾3 میزان قرار میدهند، همۀ افراد امّت را هم میآورند، اغماض و گذشت را با این میزان اندازهگیری میکنند: در فلان قضیّه آیا گذشت کردی یا نه؟ در فلان قضیّه آیا گذشت کردی یا نه؟ در فلان قضیّه، فلان کس، گوش تو را مالید و تو دوتا سیلی زدی، به چه مناسبت؟ مگر قرآن نمیگوید: اگر گوش شما را مالیدند، شما گوش بمالید، نه اینکه سیلی بزنید؛ اگر به شما بد گفتند، نمیتوانید سیلی بزنید؛ اگر به شما سیلی زدند نمیتوانید تازیانه
- الإرشاد، ج ٢، ص ٩٩ ـ ١٠٠.
- همان، ص ٧٦ ـ ٨٤؛ شرح الأخبار، ج ٣، ص ١٤٨ ـ ١٥١؛ اللهوف، ص ٧٧ ـ ٧٩.
- سوره حدید (٥٧) آیه ٢٥.
