
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
183یک فرد سیاه حبشی که اسلام آورده و از اسلام هم تازه فقط شهادتین بر زبان جاری کرده است، هیچ فرقی نیست. میگوید من حقّ او را به تو نمی توانم بدهم. خدا میزان قرار داده است، این بیتالمال باید بین همۀ افراد مسلمین بالسّویه قسمت بشود؛ نمیتوانم بدهم! مرا به آن آتش دعوت نکن.1 این را میگویند میزان عدل.
دخترش از بیتالمال مسلمین یک گردنبند مروارید، عاریه گرفت؛ چون در روز عید تمام زنان قریش خود را تجمّل میکنند به بهترین تجمّلات، ولی دختر خلیفۀ مسلمین علی بن ابیطالب امیرالمؤمنین، گردنبند ندارد. این قضیّه برای حضرت زینب و امّکلثوم نیست، آنها درجاتشان از این معانی عالیتر است. امیرالمؤمنین علیه السّلام هنگام فوت، سی و هفت دختر و پسر داشت از عیالات متعدد.2
یک گردنبند از آن پاسبان و کلیددار بیتالمال عاریه گرفت. امیرالمؤمنین چشمش به این گردنبند افتاد: «از کجا آوردی؟!»
ـ: از خازن شما گرفتم.
ـ: «چرا گرفتی؟!»
ـ: یا علی! آخر من که چیزی نداشتم؛ روز عید که میرسد، همۀ زنان قریش خود را به بهترین وجه زینت میکنند، من دختر خلیفۀ مسلمین هستم.
حضرت فرمودند: «زود برگردان! زود، زود! اگر میدانستی، که حدّ بر تو جاری میکردم!»
بعد، آن خازن را خواستند: «چرا دادی؟!»
ـ: یا علی! من که به عنوان اخراج از بیتالمال ندادم؛ از من امانت خواست، من دادم گردنش بیندازد و دو مرتبه به بیتالمال برمیگرداند.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٢١٦.
- شرح إحقاق الحقّ، ج ٣٢، ص ٦٧٨ ـ ٦٨٥، تعداد اولاد حضرت بنا بر اختلاف مصادر، ٢٥ و ٢٧ و ٣٠ و ٣١ و ٣٢ و ٣٣ و ٣٩ ذکر شده است.
