
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
186اعمال امّت را میسنجند و میگویند: ما این مقدار را از تو توقّع نداریم که مانند امیرالمؤمنین پیکان را از پایت دربیاورند؛ این را نمیخواهیم! نمیخواهیم هم در حال نماز آنطور جذبات الهی تو را بگیرد که بیهوش بیفتی روی زمین! یک نماز با حضور قلب از تو خواستیم، بگو: الله اکبر، السّلامُ علیکم؛ فکر تجارت و زراعت و حکومت و ریاست و خرید و فروش و جمع مال و زن و فرزند مباش! این هم مشکل بود؟! آنوقت اگر انسان نتواند، این مقدار عمل بیاورد، دیگر خیلی شرمندگی دارد!
فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ اُحد
در آن نهایتدرجۀ شدائد جنگ، بدنها پاره میشد، خون میآمد؛ در جنگ اُحُد امیرالمؤمنین علیه السّلام نود زخم خورد که بعضی از زخمها تا استخوان سرایت کرده بود،1 و این زخمها و جراحتِ جنگ را که میخواستند ببندند، فتیله گذاشتند و بستند.2 این قِسم برای پیغمبر اکرم فداکاری میکرد. هم این را میآورند قرار میدهند و هم آن افرادی که در این صحنۀ جنگ آمدند و شمشیر از غلاف بیرون نیاوردند، یا فرار کردند و رفتند بالای کوهها و بعد از سه روز آمدند ببینند که آیا پیغمبر را کشتند یا نکشتند؛3 اینها با همدیگر یک درجه هستند؟!4
- تفسیر القمی، ج ١، ص ١١٦:
«فَلَم یَزَل أمیرُالمُؤمنینَ علیه السّلام یُقاتِلُهُم حَتَّی أصابَهُ فی وَجهِهِ و رَأسِهِ و صَدرِهِ و بَطنِهِ و یَدَیهِ و رِجلَیهِ تِسعونَ جِراحَةً فَتَحامَوهُ؛ و سَمِعُوا مُنادِیًا یُنادی مِنَ السَّماءِ: ”لا سَیفَ إلّا ذُو الفَقارِ و لا فَتیٰ إلّا عَلِیٌّ!“»
ترجمه: «پیوسته امیرالمؤمنین علیه السّلام با آنان میجنگید تا اینکه نود جراحت در صورت و سر و سینه و شکم و دستان و پاهایش برداشت و دشمنان، خود را از شمشیرش دور نگاه میداشتند؛ و شنیدند منادی از آسمان ندا میکند: ”جوانمردی نیست مگر علی، و شمشیری نیست مگر ذوالفقار!“» (محقّق) - الاختصاص، ص ١٥٨.
- الإرشاد، ج ١، ص ٨٣ و ٨٤؛ تقریب المعارف، ص ٣٢٠؛ کشف الغمة، ج ١، ص ١٩٣؛ تاریخ الطّبری، ج ٢، ص ٥٢٢؛ الکامل، ج ٢، ص ١٥٨.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون حوادث جنگ احد و دلاوریها و رشادتهای امیرالمؤمنین علیه السّلام رجوع شود به امام شناسی، ج ١٣، ص ٢٩ ـ ٦٨.
- تفسیر القمی، ج ١، ص ١١٦:
