اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مناقب اهل بیت علیهم السلام

52٬829

کتاب شریف  «مناقب اهل‌بیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمد‌حسین حسینی طهرانی قدّس سرّه می‌باشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهما‌السلام ایراد فرموده‌اند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمی‌شود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار می‌سازند.  مهمترین مطالب این اثر:  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام مصداق صراط مستقیم  • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام پدر معنوی امّت  • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • امیرالمؤمنین علیه‌السلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت  • نگاه امیرالمؤمنین علیه‌السلام به حکومت   • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر  • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیه‌السلام، میزان سنجش اعمال  • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه  • شرحی مبسوط از فداکاری‌، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیه‌السلام   • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیه‌السلام  • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیک‌تر، در دنیا و آخرت کامیاب‌تر  • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی‌ علیه‌السلام

سرای جاوید

مناقب اهل بیت علیهم السلام

187
  •  آنها ادّعای خلافت می‌کنند؛ یعنی: ما از تو بیشتر لیاقت داریم که بیاییم و حکومت مردمان مسلمین را حیازت کنیم و بر آنها ریاست کنیم!

  •  بعد از اینکه این زخم‌ها در بدن امیرالمؤمنین قرار گرفت، امیرالمؤمنین بعد از جنگ اُحُد در مدینه در بستر افتادند. به پیغمبر خبر رسید که کفّار بیرون شهر می‌خواهند شبیخون بزنند. پیغمبر اعلام کرد: مردم حرکت کنند برای جهاد و دفاع! امیرالمؤمنین علیه السّلام با این حال از بستر برخاست و شمشیر دست گرفت و رفت.1

  • فداکاری امیرالمؤمنین علیه السّلام در جنگ بدر

  •  در آن شب تاریک پر از خوف و وحشت، پیغمبر مَشک را به سَعد وقّاص داد: «برو یک مشک آب بیاور!» رفت همه‌جا را گشت، گفت: «یا رسول‌الله! رفتم آب پیدا نکردم.» به دیگری داد، به دیگری و ... ولی پیدا نکردند. به امیرالمؤمنین داد، امیرالمؤمنین در حرفش «پیدا نکردم؛ نیست»، نیست؛ باید آب بیاورد، پیغمبر از او آب خواسته است، این حرف‌ها چیست؟! مشک را برداشت و آمد؛2 یک صحرا پر از دشمن، صحرای ظلمانی، تاریک و سرد، تمام دشمن اطراف سرزمین بدر را گرفته‌اند؛ تنها رفت در میان چاه، مشک را پر از آب کرد، برخاست و مشک را از چاه بیرون آورد. وقتی حرکت می‌کرد به‌سوی پیغمبر، سه مرتبه باد تند آمد که از شدّت باد، امیرالمؤمنین نشست. بعد، آمد خدمت پیغمبر.

  •  ـ: «یا علی! چرا دیر آمدی؟!»

  •  ـ: «سه مرتبه باد آمد!»

  •  حضرت فرمودند: «آن سه مرتبه باد، جبرائیل، اسرافیل و میکائیل بودند، هر کدام با هزار ملک از آسمان آمده‌اند برای آفرین گفتن و تهنیت بر تو؛ ملائکه بر تو 

  •  

    1. الاختصاص، ص ١٥٨.
    2. ینابیع المودة، ج ‌١، ص ٣٦٣؛ الإرشاد، ج ١، ص ١٢١؛ المَغازی، واقدی، ج ٢، ص ٥٧٨؛ با قدری اختلاف در تمامی مصادر.
/ 0