
مناقب اهل بیت علیهم السلام
کتاب شریف «مناقب اهلبیت» بیاناتِ حضرت علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی قدّس سرّه میباشد که در مسجد قائم طهران دربارۀ حضرت امیرالمؤمنین و امام هادی علیهماالسلام ایراد فرمودهاند که در عین دقت و ظرافت در بیان حقایق و تبیین رقائق، از ویژگی و لطافت خاصی برخوردار است که در سخنان دیگران یافت نمیشود و با بیان مناقب حقیقی اهل بیت بر پایۀ مباحث معرفتی و حِکمی، با زبانی روان و بیانی شیوا، مسیر اصلاح نفوس و حرکت به عالم قُدس را هموار میسازند. مهمترین مطالب این اثر: • امیرالمؤمنین علیهالسلام مصداق صراط مستقیم • حیازت دو جنبۀ ملکوتی و بشری در امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام پدر معنوی امّت • انتقال حقیقت مقام پیغمبر به امیرالمؤمنین علیهالسلام • امیرالمؤمنین علیهالسلام وارث جمیع کمالات رسول خدا، به جز نبوت • نگاه امیرالمؤمنین علیهالسلام به حکومت • توضیحی مبسوط از قضایای جنگ بدر • انبیاء و اوصیای آنها خصوصاً امیرالمؤمنین علیهالسلام، میزان سنجش اعمال • پاسخ به برخی افترائات علیهِ شیعه • شرحی مبسوط از فداکاری، گذشت، ایثار و عدالتِ امیرالمؤمنین علیهالسلام • طلوع صفات جمال و جلالِ خدا در امیرالمؤمنین علیهالسلام • هر چه ترازوی عمل شیعیان به ترازوی امیرالمؤمنین نزدیکتر، در دنیا و آخرت کامیابتر • خفقان شدید علیه شیعیان در زمان امام هادی علیهالسلام
مناقب اهل بیت علیهم السلام
195ما اگر این کار را بکنیم نزدیک میشویم، در دنیا و آخرت کامیابیم؛ و اگر نه، خود ضرر کردیم. ما که میگوییم علی، باید این ترازوی خود را نزدیک کنیم به آن ترازو، این شاهین سنجش اعمال خود را منطبق بر آن شاهین کنیم، اگر توانستیم شاهین روی شاهین قرار بگیرد که بهبه! ما فانی در ذات خدا شدیم و به حقیقت مقام ولایت اعتراف کردیم؛ و اگر نه، هرچه نزدیکتر بهتر!
وصیّتهای امیرالمؤمنین به امام حسن علیهما السّلام قبل از شهادت
امیرالمؤمنین علیه السّلام وصیّت کرد، دیشب از دار دنیا رفت.
امیرالمؤمنین در روی زمین تُشک نداشت، آنچه زیر پای امیرالمؤمنین بود شکل یک لحاف نازک بود، ولی چندتا متکا و بالش پشت سر امیرالمؤمنین گذاشتند و حضرت به آن تکیه کرده است؛ امیرالمؤمنین روی تُشک نخوابیده است.1 وصیّت کرد:
ای حسن! من که از دار دنیا رفتم مرا غسل بده، کفن کن، حُنوط کن از بقیّۀ حنوط جدّت که جبرائیل از بهشت آورده است. بعد، مرا در میان سریر و تابوت میگذاری، جلوی تابوت را کسی نگیرد، تو و برادرت حسین، عقب تابوت را بلند کنید، جلوی تابوت بلند میشود؛ جلوی تابوت را جبرائیل و میکائیل حرکت میدهند. هرجا تابوت رفت بروید، از کوفه خارج میشوید، در سرزمینی روی سنگی تابوت به زمین میآید؛ همانجا جایی است که حضرت نوحِ پیغمبر برای من حفر کرده است. بر من نماز میخوانی، بعد جسد من را از آنجا کنار میگذاری، همانجا را حفر میکنی، میبینی یک قبری ساخته و آماده و لحدی آماده، در سر قبر یک تختهچوب بزرگی است که روی آن نوشته شده: «هَذا ما حَفَرَهُ نوحٌ النَّبِی لِوَصِیِّ نَبِیِّ آخِرِالزَّمان؛ این قبری است که نوح پیغمبر برای وصیّ نبیّ آخرالزّمان، هفتصد سال قبل از طوفان حفر کرده است.»
جنازۀ مرا در میان قبر میگذارید، آنجا هفتتا خشت است، آن خشتها را به روی من میگذارید؛ بعد، یکی از خشتها را برمیدارید، در قبر نگاه
- الأمالی، شیخ مفید، ص ٣٥٢؛ بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٨٩.
